آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۱ فروردین ۱۴۰۳

      Jade

      dʒeɪd dʒeɪd

      گذشته‌ی ساده:

      jaded

      وجه وصفی حال:

      jading

      معنی jade | جمله با jade

      noun uncountable

      یشم، سنگ جید، نفریت (نوعی کانی)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی پیشرفته

      مشاهده

      The necklace was made of beautiful green jade stones.

      گردن‌بند از سنگ‌های یشم سبز و زیبا ساخته شده بود.

      The jade amulet was said to protect its wearer from harm.

      گفته می‌شد که حرز یشم از پوشنده‌ی آن در برابر آسیب محافظت می‌کند.

      adjective noun uncountable

      رنگ سبز یشمی، یشمی‌رنگ

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی رنگ

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام

      The jade of her eyes sparkled in the sunlight.

      چشمان یشمی‌رنگش زیر نور خورشید برق می‌زد.

      She wore a beautiful dress in a jade color.

      او یک لباس زیبا به رنگ سبز یشمی پوشیده بود.

      noun countable

      ساخته‌‌شده از یشم

      She wore a delicate jade pendant around her neck.

      او یک آویز ظریف ساخته‌شده از یشم را به گردنش انداخته بود.

      The ancient civilization crafted intricate jade artifacts.

      تمدن باستان مصنوعات پیچیده‌ی ساخته‌شده از یشم را می‌ساخت.

      verb - intransitive

      خسته شدن، بیزار شدن، کسل شدن

      The constant stress of work caused her to jade quickly.

      استرس مداوم کار باعث شد که او به‌سرعت خسته شود.

      The monotony of the daily routine caused him to jade over time.

      یکنواختی روزمرگی باعث شد که او به‌مرور زمان کسل شود.

      verb - transitive

      خسته کردن، فرسوده کردن

      Don't jade your voice by shouting too much.

      با فریاد زیاد صدای خود را خسته نکنید.

      The constant use jaded the edges of the knife.

      استفاده‌ی مداوم، تیزی‌های چاقو را فرسوده می‌کند.

      verb - transitive

      مسخره کردن، به خنده درآوردن

      He always jades his coworkers with his outlandish stories.

      او همیشه همکارانش را با داستان‌های عجیب‌وغریبش مسخره می‌کند.

      The comedian jaded the audience with his jokes.

      کمدین با شوخی‌هایش حضار را به خنده درآورد.

      noun countable

      اسب وامانده و بی‌ارزش، یابو

      The jade refused to move, exhausted from years of hard work.

      اسب وامانده که از سال‌ها کار سخت خسته شده بود، از حرکت امتناع کرد.

      The old jade was no longer fit for riding.

      یابوی پیر دیگر برای سواری مناسب نبود.

      noun countable

      زن بدنام، زن هرزه

      He warned his friend to stay away from the jade who had a reputation for trouble.

      او به دوستش هشدار داد که از زن بدنامی که به دردسر شهرت داشت، دوری کند.

      The tavern was often frequented by jades.

      در میخانه اغلب زنان هرزه رفت‌وآمد می‌کردند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد jade

      1. adjective of something having the color of jade; especially varying from bluish green to yellowish green
        Synonyms:
        pale-green jade green yellow-green
      1. noun a light green color varying from bluish green to yellowish green
        Synonyms:
        jade green true jade jadeite nephrite pyroxene hussy loose-woman strumpet trollop adulteress fornicatress
      1. noun a semiprecious gemstone that takes a high polish; is usually green but sometimes whitish; consists of jadeite or nephrite
        Synonyms:
        jadestone
      1. noun an old or over-worked horse
        Synonyms:
        nag hack plug
      1. verb exhaust or get tired through overuse or great strain or stress
        Synonyms:
        tire wear out wear fatigue weary tire out exhaust wear down wear upon outwear pall

      سوال‌های رایج jade

      گذشته‌ی ساده jade چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده jade در زبان انگلیسی jaded است.

      وجه وصفی حال jade چی میشه؟

      وجه وصفی حال jade در زبان انگلیسی jading است.

      ارجاع به لغت jade

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «jade» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/jade

      لغات نزدیک jade

      • - jaculation
      • - jacuzzi
      • - jade
      • - jade green
      • - jade plant
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon مرعوب مرغوب سلب امحا امن‌وامان با تمام وجود بچه‌بازی تطبیق دادن تکیه‌کلام جنده‌بازی دیگر ذوق شگفتی جفت جمله
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.