Outwear

aʊtˈweər aʊtˈweə
آخرین به‌روزرسانی:

معنی

adverb
فرسوده شدن، کهنه شدن، گذراندن، بیشتر دوام کردن

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

خرید اشتراک فست دیکشنری
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد outwear

  1. verb to survive
    Synonyms:
    survive outlive outlast sustain last longer than
  1. verb to exhaust
    Synonyms:
    tire wear out weary fatigue deplete exhaust tire out wear wear down spend wear upon jade

ارجاع به لغت outwear

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «outwear» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۴ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/outwear

لغات نزدیک outwear

پیشنهاد بهبود معانی