آیکن بنر

رایتینگ آیلتس رو خودت با فست‌دیکشنری تصحیح کن

رایتینگ آیلتس رو با فست‌دیکشنری تصحیح کن

رایگان تست کن
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۸ اردیبهشت ۱۴۰۳

      Energy

      ˈenərdʒi ˈenədʒi

      شکل جمع:

      energies

      معنی energy | جمله با energy

      noun uncountable B1

      نیرو، قدرت، توان، توانایی، زور، قوت، انرژی

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

      مشاهده
      مترجم متن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · انگلیسی، آلمانی، فرانسوی و...
      امتحان کن

      to apply all one's energy

      همه‌ی نیروی خود را به کار بردن

      She is full of energy and always ready for a new challenge.

      او پر از انرژی است و همیشه برای چالش جدید آماده است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Exercise is a great way to boost your energy levels and improve your health.

      ورزش راهی عالی برای افزایش میزان قوت و بهبود سلامت است.

      noun B1

      سوخت، انرژی

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تصحیح آیلتس

      Most of the Earth's energy is from the Sun.

      بیشتر انرژی کره‌ی زمین از خورشید است.

      Japan faced an energy shortage.

      ژاپن با کمبود سوخت روبه‌رو شد.

      noun uncountable B1

      فیزیک انرژی، کارمایه، نیرو

      The sun gives off enormous amounts of energy in the form of light and heat.

      خورشید مقادیر زیادی انرژی به شکل نور و گرما از خود ساطع می‌کند.

      It takes a lot of energy to move heavy objects.

      برای جابه‌جایی اجسام سنگین کارمایه‌ی زیادی لازم است.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد energy

      1. noun person’s spirit and vigor
        Synonyms:
        spirit life vitality power force strength activity vigor drive animation liveliness fire zeal intensity dash punch vim zing pep initiative enterprise élan ardor juice efficacy effectiveness exertion application go muscle potency stamina toughness verve virility vivacity endurance pluck steam zip might forcefulness puissance spontaneity moxie hardihood operativeness birr get-up-and-go tuck fortitude pizzazz efficiency
        Antonyms:
        laziness inactivity idleness tiredness lethargy
      1. noun generated power
        Synonyms:
        electricity power force current voltage heat steam strength potential juice horsepower wattage kilowatts magnetism application service response reaction conductivity dynamism pressure gravity friction burn radioactivity rays

      لغات هم‌خانواده energy

      noun
      energy
      adjective
      energetic, energizing
      verb - transitive
      energize
      adverb
      energetically

      سوال‌های رایج energy

      شکل جمع energy چی میشه؟

      شکل جمع energy در زبان انگلیسی energies است.

      ارجاع به لغت energy

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «energy» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۸ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/energy

      لغات نزدیک energy

      • - energizing
      • - energumen
      • - energy
      • - energy level
      • - enervate
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت community و society چیست؟

      تفاوت wizard و witch چیست؟

      تفاوت among و between چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      flyweight formlessness fourteener gauge valve hoopoe lapwing formula cocoon Zimbabwe gold vibe coding aura farming biohacking agentic arise upset توت‌فرنگی شاق ذن کارگزار کاهلی مبصر ایستادن پیام هم‌خانواده بودن برس مو بربر نانوایی نحل خواهی‌نخواهی رادی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.