فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Radioactivity

ˌreɪdioʊækˈtɪvət̬i ˌreɪdiəʊækˈtɪvəti
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • شکل جمع:

    radioactivities

معنی

  • noun
    رادیو اکتیویته، تابش، پرتوافشانی، پرتوزایی
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد radioactivity

  1. noun The spontaneous emission of a stream of particles or electromagnetic rays in nuclear decay
    Synonyms: radiation, radiant-energy, radioactive particles, Roentgen rays

ارجاع به لغت radioactivity

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «radioactivity» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/radioactivity

لغات نزدیک radioactivity

پیشنهاد بهبود معانی