آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۷ مرداد ۱۴۰۴

      Activity

      ækˈtɪvəti ækˈtɪvəti

      شکل جمع:

      activities

      معنی activity | جمله با activity

      noun uncountable B2

      فعالیت، پویایی (در زمینه‌ای خاص، مانند اقتصاد یا کسب‌وکار)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی فوق متوسط

      مشاهده

      Today there was little activity in the stock market.

      امروز در بورس سهام فعالیت کم بود.

      Construction activity in the region has slowed due to rising costs.

      فعالیت ساختمانی در این منطقه به‌دلیل افزایش هزینه‌ها کند شده است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      This drug disrupts brain activity.

      این دارو عملکرد مغز را مختل می‌کند.

      noun countable uncountable B2

      فعالیت، اقدام، عملیات (در راستای هدفی خاص)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری

      Any suspicious activity near the border must be reported.

      هرگونه اقدام مشکوک در نزدیکی مرز باید گزارش شود.

      The group has been involved in terrorist activity for years.

      این گروه سال‌هاست در عملیات تروریستی دست دارد.

      noun plural countable A2

      فعالیت، کار (سرگرم‌کننده و تفریحی)

      Gardening is one of her favorite weekend activities.

      باغبانی یکی از فعالیت‌های مورد علاقه‌ی او در آخر هفته است.

      The community center organizes various cultural activities throughout the year.

      مرکز فرهنگی درطول سال، فعالیت‌های فرهنگی متنوعی برگزار می‌کند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      recreational activities

      کارهای تفریحی

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد activity

      1. noun state of being active
        Synonyms:
        action movement motion life exercise labor animation liveliness bustle activeness exertion enterprise hustle
        Antonyms:
        inactivity idleness laziness immobility inertia sluggishness indolence
      1. noun special interest or pursuit
        Synonyms:
        job work occupation pastime hobby entertainment game act deed task bit scene trip endeavor project venture undertaking enterprise scheme stunt ballgame bag labor racket avocation zoo
        Antonyms:
        hate

      لغات هم‌خانواده activity

      noun
      act, action, activity, reaction, interaction, overacting
      adjective
      acting, active
      verb - intransitive
      act
      adverb
      actively

      سوال‌های رایج activity

      شکل جمع activity چی میشه؟

      شکل جمع activity در زبان انگلیسی activities است.

      ارجاع به لغت activity

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «activity» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/activity

      لغات نزدیک activity

      • - activism
      • - activist
      • - activity
      • - activity series
      • - activize
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      rasmussen made duality quarter god downs leafage foreground harmony beguile belie bella besiege bespoke better to light a candle than to curse the darkness ضریب ساعت‌سازی سلسله سکو ظاهرسازی قدرشناس اداره پست دمی دودکش عقیدتی تمارض تکیده کد نگارگری کردن بومی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.