گذشتهی ساده:
actionedشکل سوم:
actionedسومشخص مفرد:
actionsوجه وصفی حال:
actioningشکل جمع:
actionsکار، عمل، کنش، اقدام، فعل
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی کاربردی فوق متوسط
He is a man of action.
او اهل عمل است.
We have decided upon immediate action.
ما تصمیم به اقدام فوری گرفتهایم.
freedom of action
آزادی عمل
Actions speak louder than words, so act now.
عملها از حرفها مهمترند، پس همین حالا عمل کن.
They put five of our tanks out of action.
پنج تانک ما را از کار انداختند.
حقوق اقامهی دعوی (دعوا)، جریان حقوقی، اقدام قانونی
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی حقوق
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
I'll bring action against him.
علیه او اقامهی دعوا خواهم کرد.
She decided to take legal action after discovering the fraud.
او پساز پی بردن به کلاهبرداری، تصمیم گرفت اقدام قانونی انجام دهد.
The company filed an action against the contractor for breach of contract.
شرکت علیه پیمانکار بهخاطر نقض قرارداد اقامهی دعوی کرد.
جنبش، حرکت، جریان
You can see the action of the gears through the glass.
میتوانی حرکت چرخدندهها را از پشت شیشه ببینی.
The action of the river carved a path through the valley.
جریان رودخانه مسیری را از دل دره تراشید.
Scientists studied the action of the muscles during the jump.
دانشمندان جنبش ماهیچهها هنگام پرش را بررسی کردند.
وقایع، ماجرا
All the action of this play takes place in a sitting room.
همهی وقایع این نمایش در اتاق نشیمن اتفاق میافتد.
This movie is full of action.
این فیلم پر از ماجراهای مهیج است.
سینما و تئاتر اکشن (ژانر فیلم)
I watched an action movie last night.
دیشب یک فیلم اکشن دیدم.
She prefers action to romantic comedies.
او اکشن را به کمدیهای رمانتیک ترجیح میدهد.
Action is my favorite movie genre.
اکشن ژانر فیلم مورد علاقهی من است.
تأثیر، اثر
the action of water on rocks
اثر آب بر سنگ
the action of a drug
تأثیر دارو
جنگ، نبرد، پیکار، درگیری، برخورد نظامی
He was killed in action.
در درگیری کشته شد.
He saw action in Korea.
در جنگ کره درگیر بود.
عملکرد، نحوهی کار، طرز کار، طرز عمل
This machine has a very smooth action.
این دستگاه عملکرد بسیار آرامی دارد.
Read the manual to understand the action of the machine.
برای فهمیدن نحوهی کار دستگاه، دفترچهی راهنما را بخوانید.
The action of the lever controls the flow of water.
طرز کار اهرم جریان آب را کنترل میکند.
حقوق اقدام، عمل (قانونی)
libel action
اقدام قانونی (در مقابل هتک حرمت یا افترا)
The company decided to take legal action against the contractor.
شرکت تصمیم گرفت علیه پیمانکار اقدام قانونی کند.
اقدام کردن، عمل کردن، انجام دادن، رسیدگی کردن
Please action the shipping order immediately.
لطفاً سفارش ارسال را فوراً انجام دهید.
How do you plan to action this issue?
قصد دارید به این مسئله چگونه رسیدگی کنید؟
The team actioned the plan immediately.
تیم بلافاصله طرح را انجام داد.
We need to take immediate action to fix the problem.
ما باید فوراً اقدام کنیم تا مشکل را رفع کنیم.
The manager promised to take action after the meeting.
مدیر قول داد که بعداز جلسه رسیدگی کند.
اقتصاد سهم، سهام شرکت
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی اقتصاد
She bought ten shares of the company last week.
او هفتهی گذشته ده سهم از شرکت خرید.
His shares dropped in value after the quarterly report.
پساز گزارش فصلی، ارزش سهام او کاهش یافت.
They hold a 25% share in the startup.
آنها ۲۵٪ سهم در استارتاپ دارند.
کردار، رفتار، سلوک
His actions offended everyone.
رفتار او همه را رنجاند.
She regretted her action and apologized.
او از کردار خود پشیمان شد و عذرخواهی کرد.
His selfish action hurt many people.
رفتار خودخواهانهی او به بسیاری از مردم آسیب زد.
ابتکار، خلاقیت
She received praise for her action in proposing a creative solution.
او بهخاطر ابتکارش در پیشنهاد یک راهحل خلاقانه مورد ستایش قرار گرفت.
Taking action helped the project succeed.
بهکارگیری خلاقیت به موفقیت پروژه کمک کرد.
ادبیات طرح داستانی
In the movie, the action centers on a young detective solving a mystery.
در فیلم، طرح داستانی حول یک کارآگاه جوان که یک راز را حل میکند میچرخد.
He changed the action to make the ending more surprising.
او طرح داستانی را تغییر داد تا پایان داستان غافلگیرکنندهتر شود.
The book's action is driven by the characters' conflicts.
طرح داستانی کتاب توسط تعارضات شخصیتها هدایت میشود.
اقتصاد سود
They redistributed the action among shareholders.
آنها سود را بین سهامداران توزیع کردند.
She calculated the company's action before making a decision.
او سود شرکت را قبلاز تصمیمگیری محاسبه کرد.
The action from the deal was higher than expected.
سود حاصل از این معامله بیشتر از حد انتظار بود.
فعالیت جنسی
He boasted about the action he'd had last weekend.
او دربارهی فعالیت جنسیای که آخرهفتهی گذشته داشت، پز میداد.
They had action despite the risks.
آنها باوجود خطرات به فعالیت جنسی پرداختند.
They both consented before any action took place.
آنها هر دو پیش از هرگونه فعالیت جنسی رضایت دادند.
فعالیت، شور، هیجان
The concert was full of action from the first song.
کنسرت از اولین آهنگ پر از هیجان بود.
The city center always buzzes with action on weekends.
مرکز شهر آخرهفتهها همیشه مملو از فعالیت است.
His arrival brought action and laughter to the party.
ورود او به مهمانی شور و خنده آورد.
سینما و تئاتر حرکت! (دستور کارگردان برای شروع فیلمبرداری بخشی از یک فیلم یا برنامهی تلویزیونی)
The director shouted, 'Action!'
کارگردان فریاد زد: «حرکت!»
As soon as the cameras were ready, the director called action.
بهمحض اینکه دوربینها آماده شدند، کارگردان گفت «حرکت!».
ورزش چرخش (در ضربه زدن به توپ)
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی ورزش
Give the ball a bit more action with your wrist.
با مچ دست کمی چرخش بیشتری به توپ بده.
The coach taught how to impart action with a flick of the wrist.
مربی آموزش داد چگونه با یک حرکت مچ، چرخش به توپ بدهی.
اقامهی دعوا کردن، به دادگاه شکایت کردن، شاکی شدن
به عمل در آوردن، جامهی عمل پوشاندن به
وارد عمل شدن، پیکار کردن، عملیات نظامی را آغاز کردن
فعال، در حال کار، در حال عمل
از کارافتاده، خراب
فعال شدن، اقدام کردن
فرایند، اسلوب عملکرد، روش، نحوهی کار، راه کار
(ارتش) رشادت در عملیات رزمی
(انگلیس) اعتصاب
عمل غیرارادی، حرکت غیرارادی
ارتش وارد عمل میشود
اقدام سریع
اعتصاب کردن (کارکنان)
در عملیات جنگی درگیر شدن، وارد رزم شدن
شکل جمع action در زبان انگلیسی actions است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «action» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۹ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/action