آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۳ بهمن ۱۳۹۸

      Repose

      rɪˈpoʊz rɪˈpəʊz

      معنی repose | جمله با repose

      noun verb - transitive verb - intransitive adverb

      گذاردن، آرمیدن، دراز کشیدن، غنودن، سامان، آسودگی، استراحت

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در ایکس

      to repose oneself on a bed

      (برای استراحت) در بستر قرار گرفتن

      During hot afternoons the whole city reposes.

      در بعد از ظهرهای گرم همه‌ی شهر به استراحت می‌پردازد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      She did not repose at all on the night of her father's death.

      شب فوت پدرش اصلاً آرام نگرفت.

      It was difficult to repose a man who had been shot.

      آرام کردن مردی که گلوله خورده بود دشوار بود.

      Medieval justice reposed on the system of torture and fines.

      عدالت قرون وسطایی بر پایه‌ی نظام شکنجه و جریمه استوار بود.

      Under these mountains repose vast quantities of raw materials.

      در زیر این کوه‌ها مقادیر عظیمی مواد خام قرار دارد.

      the soldiers reposing in this old graveyard

      سربازانی که در این گورستان قدیمی خفته‌اند

      prayer for the repose of his soul

      دعا برای آرامش روح او

      What he needed was a good night's repose.

      او به یک شب خواب راحت نیاز داشت.

      The volcano was in repose.

      آتشفشان غیرفعال بود.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد repose

      1. noun restfulness; calm
        Synonyms:
        rest peace quiet relaxation calm ease leisure quietness tranquillity sleep stillness inaction inactivity refreshment renewal restoration respite relaxing quietude slumber requiescence
        Antonyms:
        worry disturbance agitation upset
      1. verb relax; recline
        Synonyms:
        rest lie down lie relax lounge settle down settle recline lay down stretch out stretch loaf loll sleep slumber take it easy deposit place slant tilt
        Antonyms:
        be busy be active energize

      ارجاع به لغت repose

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «repose» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/repose

      لغات نزدیک repose

      • - reportorial
      • - reposal
      • - repose
      • - reposeful
      • - reposit
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.