آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۲ آذر ۱۴۰۴

    Slumber

    ˈslʌmbər ˈslʌmbə

    معنی slumber | جمله با slumber

    noun verb - transitive verb - intransitive

    چرت، خواب سبک، چرت زدن، چرتی

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    همگام سازی در فست دیکشنری

    The old woman slumbered peacefully.

    پیرزن در خواب آرامی فرورفته بود.

    The public conscience slumbers.

    وجدان اجتماعی در خواب غفلت فرو رفته است.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد slumber

    1. noun sleep
      Synonyms:
      rest nap snooze doze repose shut-eye forty winks drowse lethargy inactivity languor torpor stupor coma dormancy
      Antonyms:
      consciousness awakening wakefulness

    سوال‌های رایج slumber

    معنی slumber به فارسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی slumber در زبان فارسی به صورت «خواب سبک»، «خواب آرام» یا به طور کلی «خواب» ترجمه می‌شود، اما این واژه بار معنایی خاص‌تری نسبت به کلمه‌ی عمومی «خواب» دارد.

    Slumber به نوعی خواب اشاره دارد که معمولاً آرام، سبک و بدون عمق زیاد است؛ خوابی که در آن فرد هنوز به اندازه کافی هوشیار است تا نسبت به صداها یا تحریکات محیطی واکنش نشان دهد. این کلمه بیشتر در متون ادبی، شاعرانه یا در زبان رسمی و توصیفی به کار می‌رود.

    از نظر معنایی، slumber نوعی خواب است که بین حالت بیداری کامل و خواب عمیق قرار دارد و اغلب با آرامش و سکون همراه است. برخلاف خواب سنگین، که در آن فرد کاملاً بی‌هوش است، در slumber فرد ممکن است نیمه‌بیدار یا در حالت خواب‌آلودگی باشد. به همین دلیل، slumber به عنوان نشانه‌ای از آرامش و استراحت موقتی یا گذرا به کار می‌رود.

    از لحاظ فرهنگی و ادبی، slumber واژه‌ای است که در اشعار، داستان‌ها و متون قدیمی و کلاسیک برای ایجاد حس آرامش، سکوت و لطافت استفاده می‌شود. این واژه گاهی به معنای استعاری برای بیان آرامش ذهنی، رهایی از نگرانی‌ها یا ورود به حالتی از سکون و صلح درونی به کار می‌رود. برای مثال، در اشعار ممکن است بیان شود که روح یا قلب در slumberی شیرین و آرام فرو رفته است.

    از نظر کاربردی، slumber معمولاً کمتر در مکالمات روزمره به کار می‌رود و جایگزین‌هایی مانند sleep یا nap رایج‌تر هستند. اما در متون رسمی، ادبی یا توصیفی، slumber گزینه‌ای جذاب برای بیان نوع خاصی از خواب است که حس لطافت و آرامش را منتقل می‌کند. همچنین، این واژه می‌تواند به عنوان فعل نیز استفاده شود و به معنی «به خواب رفتن» یا «چرت زدن» باشد.

    slumber مفهومی است که علاوه بر اشاره به خواب، نمادی از آرامش، سکون و استراحت موقت نیز هست. این کلمه با بار معنایی خاص و ادبی خود، جایگاه ویژه‌ای در زبان انگلیسی دارد و به درک بهتر حالات مختلف خواب و استراحت کمک می‌کند. شناخت دقیق این واژه و کاربردهایش می‌تواند به غنای زبان و بیان احساسات و حالات مختلف زندگی روزمره و ادبی بیفزاید.

    ارجاع به لغت slumber

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «slumber» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۰ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/slumber

    لغات نزدیک slumber

    • - sluicy
    • - slum
    • - slumber
    • - slumber party
    • - slumberer
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    frightfulness rightfulness revivalist pilfer pilferer receptiveness manure interconnectedness chuck rib flank brisket round ham hock بی‌ربط بی‌رونق بی‌شعور بی‌عقل بی محلی کردن بی‌وفا تاثیر پذیر تافی تایپ کردن تایید تب تبدیل کردن تبریک تبصره تبهکار
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.