آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۷ اسفند ۱۴۰۳

      Snooze

      snuːz snuːz

      گذشته‌ی ساده:

      snoozed

      شکل سوم:

      snoozed

      سوم‌شخص مفرد:

      snoozes

      وجه وصفی حال:

      snoozing

      شکل جمع:

      snoozes

      معنی snooze | جمله با snooze

      verb - intransitive informal

      چرت زدن، خوابیدن (برای مدت کوتاه معمولاً در جایی به‌جز تخت خود فرد)

      Jahangir snoozes in front of the T.V.

      جهانگیر جلوی تلویزیون چرت می‌زند.

      He often snoozes on the train during his commute.

      او اغلب هنگام رفت‌وآمد در قطار می‌خوابد.

      noun countable informal

      چرت، خواب سبک (برای مدت کوتاه معمولاً در جایی به‌جز تخت خود فرد)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری

      He enjoys a midday snooze on weekends.

      او از چرت نیمروزی در آخرهفته‌ها لذت می‌برد.

      I'm going to grab a snooze before the movie starts.

      من می‌خواهم قبل‌از شروع فیلم، خواب سبکی داشته باشم.

      noun uncountable

      دکمه‌ی تعویق (در ساعت زنگ‌دار و هشدار تلفن همراه)

      I always regret hitting the snooze button.

      من همیشه از زدن دکمه‌ی تعویق پشیمان می‌شوم.

      She relied on the snooze to get a few extra minutes of sleep.

      او برای چند دقیقه خواب بیشتر به دکمه‌ی تعویق تکیه می‌کرد.

      noun singular informal

      کسل‌کننده، ملال‌آور، خسته‌کننده

      That meeting was a total snooze; nothing interesting was discussed.

      آن جلسه کاملاً خسته‌کننده بود. هیچ چیز جالبی در آن بحث نشد.

      That lecture was a complete snooze.

      آن سخنرانی کاملاً ملال‌آور بود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The movie turned out to be a snooze.

      فیلم کسل‌کننده از آب درآمد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد snooze

      1. noun light sleep
        Synonyms:
        nap doze slumber siesta catnap forty winks
        Antonyms:
        consciousness wakefulness awakening
      1. verb sleep lightly
        Synonyms:
        sleep nap doze nod off drowse slumber catnap take forty winks siesta
        Antonyms:
        wake up awaken

      Idioms

      you snooze, you lose

      دست بجنبون (دیر بجنبی، ضرر کردی) (دست نجنبونی، کلاهت پس معرکه‌ست) (دیر بجنبی، باختی)

      سوال‌های رایج snooze

      گذشته‌ی ساده snooze چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده snooze در زبان انگلیسی snoozed است.

      شکل سوم snooze چی میشه؟

      شکل سوم snooze در زبان انگلیسی snoozed است.

      شکل جمع snooze چی میشه؟

      شکل جمع snooze در زبان انگلیسی snoozes است.

      وجه وصفی حال snooze چی میشه؟

      وجه وصفی حال snooze در زبان انگلیسی snoozing است.

      سوم‌شخص مفرد snooze چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد snooze در زبان انگلیسی snoozes است.

      ارجاع به لغت snooze

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «snooze» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/snooze

      لغات نزدیک snooze

      • - snoot
      • - snooty
      • - snooze
      • - snoozer
      • - snoozle
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      appalachian tea mixture niche electroencephalogram eschewal hyperbolism horsepox northwestwardly jollification heulandite paullownia reveal a talent Ridiculously small substantial number (of) grind اجازه‌ی عبور کارت وفاداری صافی فخر فروختن کمپوت گل لاله گوجه‌سبز عابر پیاده روزمره روز رستاخیز روستا رژگونه رژیمی زبان عبری زمان کوتاه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.