آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Phrasal verbs
    • Collocations
    • Idioms
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۱ مرداد ۱۴۰۴

      Sleep

      sliːp sliːp

      گذشته‌ی ساده:

      slept

      شکل سوم:

      slept

      سوم‌شخص مفرد:

      sleeps

      وجه وصفی حال:

      sleeping

      شکل جمع:

      sleeps

      معنی sleep | جمله با sleep

      noun countable B1

      خواب، استراحت

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی مقدماتی

      مشاهده

      My feet are gone to sleep.

      پاهایم خواب رفته‌اند.

      Her eyes were heavy with sleep.

      چشمانش خواب‌آلود بودند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      China's farmers awoke from a sleep that had lasted centuries.

      کشاورزان چین از یک خواب چند صد ساله بیدار شدند.

      I went back to sleep.

      دوباره به خواب رفتم.

      to go to sleep

      به خواب رفتن

      Suddenly she gave a cry in her sleep.

      ناگهان در خواب فریاد کشید.

      The child fell into a deep sleep.

      کودک به خواب ژرفی فرو رفت.

      verb - intransitive

      خوابیدن، خواب رفتن، خفتن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

      He sleeps light.

      خواب او سبک است.

      I couldn't sleep at all last night.

      دیشب اصلاً نتوانستم بخوابم.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      All my ancestors sleep in this little graveyard.

      همه‌ی نیاکان من در این گورستان کوچک به خواب ابدی فرو‌رفته‌اند.

      I slept for eight hours.

      هشت ساعت خوابیدم.

      a sleeping baby

      بچه‌ی خواب

      Nature sleeps in winter and awakens in spring.

      در زمستان طبیعت به خواب می‌رود و در بهار بیدار می‌شود.

      They are in love but they don't sleep together.

      آن‌ها عاشق و معشوق‌اند ولی هم‌خوابگی نمی‌کنند.

      Jim finally slept with Nancy.

      بالأخره جیم با نانسی جماع کرد.

      verb - intransitive

      مردن

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد sleep

      1. noun suspension of consciousness
        Synonyms:
        rest repose doze nap snooze shuteye slumber bedtime coma lethargy dormancy trance torpor hibernation siesta catnap nod dream few z’s forty winks sack time slumberland dullness sandman
        Antonyms:
        consciousness awakening wakefulness
      1. verb suspend consciousness
        Synonyms:
        doze nap rest relax slumber snooze nod off drop off fall asleep turn in retire hit the hay hit the sack catch some z’s sack out bed down crash flop repose dream yawn nod take a nap catnap drowse oversleep hibernate saw wood snore bunk conk out fall out zonk out zzz
        Antonyms:
        wake waken

      Phrasal verbs

      sleep around

      (عامیانه) با بیش از یک نفر رابطه‌ی جنسی داشتن

      sleep in

      (درمورد مستخدم و غیره) در محل کار خود جای خواب داشتن

      دیر از خواب برخاستن

      sleep off

      با خوابیدن (از نگرانی یا پر خوری و غیره) راحت شدن

      sleep out

      بیرون خوابیدن، در محلی غیر از محل کار خود خوابیدن

      sleep over

      (عامیانه) در منزل کسی دیگر خوابیدن

      Phrasal verbs بیشتر

      sleep through

      (با وجود سر و صدا و غیره) بیدار نشدن، در تمام مدت چیزی خوابیدن

      Collocations

      last sleep

      مرگ، وفات

      put to sleep

      1- خواب کردن 2- (جانوران بیمار و غیره را بدون درد) کشتن

      deep sleep

      خواب عمیق

      Idioms

      lose sleep over something

      دلواپس چیزی بودن، از نگرانی (درباره‌ی چیزی) به خواب نرفتن

      لغات هم‌خانواده sleep

      noun
      sleep, sleeper, sleepiness, sleeplessness
      adjective
      asleep, sleepless, sleepy
      verb - intransitive
      sleep
      adverb
      sleepily, sleeplessly

      سوال‌های رایج sleep

      گذشته‌ی ساده sleep چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده sleep در زبان انگلیسی slept است.

      شکل سوم sleep چی میشه؟

      شکل سوم sleep در زبان انگلیسی slept است.

      شکل جمع sleep چی میشه؟

      شکل جمع sleep در زبان انگلیسی sleeps است.

      وجه وصفی حال sleep چی میشه؟

      وجه وصفی حال sleep در زبان انگلیسی sleeping است.

      سوم‌شخص مفرد sleep چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد sleep در زبان انگلیسی sleeps است.

      ارجاع به لغت sleep

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «sleep» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۰ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/sleep

      لغات نزدیک sleep

      • - sleeken
      • - sleekit
      • - sleep
      • - sleep a downward trend
      • - sleep a fall
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      pyracantha Urania homologate hairdresser menagerie effigy Persephone halloween shaft ant draw independent real fata morgana price واحد واسع وصل نشده وضعیت وقایع وقت بازی ویتامین ویلا پانتومیم پاکت پر شدن پرتنش پرمصرف پرواز پسرفت کردن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.