آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۹ آبان ۱۴۰۴

      Waken

      ˈweɪkən ˈweɪkən

      گذشته‌ی ساده:

      wakened

      شکل سوم:

      wakened

      سوم‌شخص مفرد:

      wakens

      وجه وصفی حال:

      wakening

      معنی waken | جمله با waken

      verb - intransitive verb - transitive formal

      بیدار شدن، بیدار کردن، از خواب برخاستن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری

      he wakened on time.

      به‌موقع از خواب بیدار شد.

      The noise outside wakened all the children in the house.

      سروصدای بیرون همه‌ی بچه‌های خانه را از خواب پراند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      that song wakened my interest in music.

      آن سرود علاقه‌ی من را به موسیقی زنده کرد.

      suddenly I wakened to the point that I was alone and unarmed.

      ناگهان به این نکته واقف شدم که تنها و بی‌اسلحه هستم.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد waken

      1. verb stop sleeping
        Synonyms:
        wake up awake arise get up awaken rouse stir rise be roused get out of bed shake prod bestir call nudge bring to life come to open one’s eyes roll out turn out rise and shine stretch tumble out
        Antonyms:
        sleep nap
      1. verb excite, stimulate
        Synonyms:
        stimulate arouse provoke stir up rouse quicken animate enliven awaken fire rally renew challenge galvanize activate pep up whet kindle fire up jazz up key up zip up freshen steam up switch on grasp understand notice see
        Antonyms:
        discourage dissuade

      سوال‌های رایج waken

      معنی waken به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «waken» در زبان فارسی به معنی «بیدار شدن» یا «بیدار کردن» ترجمه می‌شود.

      این واژه از نظر ریشه‌شناسی با فعل «wake» هم‌خانواده است و هر دو از زبان انگلیسی باستانی گرفته شده‌اند. تفاوت اصلی آن‌ها در سطح رسمی و ادبیِ کاربرد است: «waken» معمولاً در زبان نوشتاری یا شعر و متون رسمی‌تر به کار می‌رود، در حالی‌که «wake» در گفتار روزمره متداول‌تر است.

      از نظر دستوری، «waken» می‌تواند هم لازم (intransitive) و هم متعدی (transitive) باشد. یعنی هم می‌تواند به معنای «بیدار شدن» به‌تنهایی بیاید (She wakened at dawn – او سحرگاه بیدار شد) و هم به معنای «بیدار کردن کسی» (The noise wakened me – صدا من را بیدار کرد). این ویژگی دوگانه، آن را به واژه‌ای انعطاف‌پذیر در جمله‌سازی تبدیل کرده است.

      از لحاظ سبکی، «waken» بیشتر در ادبیات و شعر کاربرد دارد، جایی که نویسنده می‌خواهد لحنی لطیف‌تر یا شاعرانه‌تر ایجاد کند. برای مثال:

      .The flowers waken with the morning sun

      (گل‌ها با خورشید صبح بیدار می‌شوند.)

      در این جمله، «waken» نه تنها به بیداری فیزیکی، بلکه به نوعی زنده شدن و آگاهی طبیعت اشاره دارد — چیزی که در زبان ادبی به عنوان استعاره از زندگی، امید یا آغاز دوباره تعبیر می‌شود.

      از دیدگاه معنایی، واژه‌ی «waken» فراتر از بیداری فیزیکی است. در متون فلسفی یا مذهبیِ غیرمستقیم، گاهی به معنای بیدار شدن ذهن یا روح نیز به کار می‌رود. برای مثال، در جمله‌ی زیر:

      .He was wakened to the truth of his actions

      (او به حقیقت اعمالش بیدار شد.)

      در این‌جا «waken» به معنای آگاهی یافتن یا درک عمیق‌تر است، نه صرفاً باز شدن چشم‌ها.

      از نظر تاریخی، «waken» از فعل قدیمی «wacan» در انگلیسی باستان گرفته شده است که معنای اصلی آن «بلند شدن یا زنده شدن» بود. این واژه در گذر زمان به شکل‌های مختلفی مانند awake, awaken, waken, wake تکامل یافته است و امروز هرکدام کاربرد خاص خود را دارند، اگرچه معنای مرکزی همه‌ی آن‌ها همان «به بیداری رسیدن» است.

      «waken» واژه‌ای است که سادگی ظاهری‌اش، معنایی عمیق در خود دارد. چه در معنای جسمی (بیدار شدن از خواب) و چه در معنای استعاری (آگاهی یا درک جدید)، این واژه نشانه‌ای از آغاز، حرکت و زنده شدن دوباره است — لحظه‌ای که خواب به پایان می‌رسد و آگاهی جای آن را می‌گیرد.

      ارجاع به لغت waken

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «waken» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ فروردین ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/waken

      لغات نزدیک waken

      • - wakeing
      • - wakeless
      • - waken
      • - waker
      • - wakey-wakey
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      send in an application senorita set yourself clear objectives sextuple sharp pain shoplifting shoulder to shoulder show of unity simultaneity sinusitis sirloin slake solitude socioeconomic so far کف دست کیسه‌ی صفرا کیف زنانه گرسنه گرفتگی عضله گیر افتادن گیره یواشکی یونان پادری عکاس داربست بندی در یک دو
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.