آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Phrasal verbs
    • Idioms
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

    Freshen

    ˈfreʃn ˈfreʃn

    گذشته‌ی ساده:

    freshened

    شکل سوم:

    freshened

    سوم‌شخص مفرد:

    freshens

    وجه وصفی حال:

    freshening

    معنی freshen | جمله با freshen

    verb - intransitive adverb

    تازه کردن، خنک کردن، نیرو دادن

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    همگام سازی در فست دیکشنری

    The rain freshened every thing.

    باران همه‌چیز را تروتازه کرد.

    A new coat of white paint will freshen the room.

    رنگ تازه‌ی سفید اتاق را روشن و تمیز خواهد کرد.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    The wind began to freshen.

    باد شروع به تند شدن کرد.

    After the hike, I went home, freshened up and then went to the party together with my wife.

    بعد از راه‌پیمایی به خانه رفتم، حمام گرفتم، سروصورت را صفا دادم؛ سپس با همسرم به مهمانی رفتیم.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد freshen

    1. verb make like new; revitalize
      Synonyms:
      restore revive refresh invigorate enliven activate rouse cleanse purify ventilate spruce up sweeten air titivate
      Antonyms:
      overuse

    Phrasal verbs

    freshen up

    حمام کردن و جامه‌ی تازه پوشیدن، (سروصورت را) صفا دادن

    Idioms

    freshen somebody's drink

    (امریکا) لیوان مشروب کسی را دوباره پرکردن (یا سر‌خالی آن را پر کردن)

    لغات هم‌خانواده freshen

    noun
    freshness, refreshment, refresher, refreshments
    adjective
    fresh, refreshing, refreshed
    verb - transitive
    refresh
    verb - intransitive
    freshen
    adverb
    freshly, refreshingly

    سوال‌های رایج freshen

    گذشته‌ی ساده freshen چی میشه؟

    گذشته‌ی ساده freshen در زبان انگلیسی freshened است.

    شکل سوم freshen چی میشه؟

    شکل سوم freshen در زبان انگلیسی freshened است.

    وجه وصفی حال freshen چی میشه؟

    وجه وصفی حال freshen در زبان انگلیسی freshening است.

    سوم‌شخص مفرد freshen چی میشه؟

    سوم‌شخص مفرد freshen در زبان انگلیسی freshens است.

    ارجاع به لغت freshen

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «freshen» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/freshen

    لغات نزدیک freshen

    • - fresh scent
    • - fresh snow
    • - freshen
    • - freshen somebody's drink
    • - freshen up
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    festa fiercely filmmaker finally financial cynically deadwood dearly Dec deciding delulu demonstrator desirability desperately ventromedial مقدار تغذیه مبالغه اغیار ادغام اسیر حجامت حجت احوال اخص عربده بیسبال پیلاتس تجاوز تیراندازی با کمان
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.