گذشتهی ساده:
airedشکل سوم:
airedسومشخص مفرد:
airsوجه وصفی حال:
airingشکل جمع:
airsهوا (اکسیژن و گازهای اطراف زمین)
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی کاربردی فوق متوسط
Without air, breathing is impossible.
بدون هوا تنفس غیرممکن است.
After being indoors all day, he went outside to get some air.
بعداز اینکه تمام روز را در خانه بود، بیرون رفت تا کمی هوای تازه بخورد.
Put air in the tires.
تایرها را باد کن.
to fly in the air
در هوا پرواز کردن
(the air) فضا، هوا (فضای بالای زمین)
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The air was filled with the scent of blooming flowers.
فضا پر از بوی گلهای شکوفا شده بود.
Throw your hands in the air if you agree with me.
اگر با من موافقی، دستهایت را بالا ببر.
ارتفاع (که توپ یا فرد در هوا طی میکند)
The basketball player jumped high and got some serious air for the dunk.
بازیکن بسکتبال با پرش بلند، ارتفاع قابل توجهی برای دانک داشت.
She lobbed the ball with plenty of air over her opponent.
او توپ را با ارتفاع زیاد به حریفش پرتاب کرد.
سفر سفر هوایی، با هواپیما
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی سفر
Due to the storm, many flights were canceled, causing an air disaster.
بهدلیل طوفان، بسیاری از پروازها لغو شدند و باعث بحران هوایی شد.
Traveling by air is faster than traveling by train.
سفر هوایی سریعتر از سفر با قطار است.
to go by air
از راه هوا (با هواپیما) رفتن
Iran Air
شرکت هواپیمایی ایران (ایرانایر)
air force
نیروی هوایی
air transportation
ترابری هوایی
طرز رفتار، ظاهر، حالت، قیافه، جلوه، هیبت، نحوهی برخورد
He entered with an air of anger.
با حالتی حاکی از خشم وارد شد.
There’s an air of mystery about the old mansion.
در عمارت قدیمی، جلوهای از رمزوراز وجود دارد.
There was mistrust troubling the air at the meeting.
عدم اعتماد محیط جلسه را ناراحتکننده کرده بود.
An air of luxury filled the room.
اتاق مملو از مظاهر تجمل بود.
His apology cleared the air.
پوزش او وضع را آرام کرد.
Lately he has been putting on airs.
اخیراً خیلی باد توی غبغب خود میاندازد.
موسیقی آهنگ ساده، ملودی، نغمه
He composed an air for the school choir.
او آهنگی ساده برای گروه کر مدرسه ساخت.
She hummed a cheerful air while cooking dinner.
هنگام آشپزی، نغمهی شادی را زمزمه میکرد.
بیان کردن، ابراز کردن، مطرح کردن، اظهار کردن، اعلام کردن، به اطلاع دیگران رساندن
He aired his views.
او نظریات خود را بروز داد.
It’s healthy to air your feelings instead of keeping them bottled up.
بیان احساسات به جای پنهان کردن آنها، کار سالمی است.
giving air to one's opinions
عقاید خود را بیان کردن
هوا دادن، تازه کردن، خشک کردن با هوای تازه، تهویه کردن
She opened the windows to air the room.
برای برای تعویض هوای اتاق پنجرهها را گشود.
The laundry was aired outside to dry in the sun.
لباسها بیرون گذاشته شدند تا در آفتاب خشک شوند.
انگلیسی آمریکایی پخش کردن، پخش شدن، روی آنتن رفتن (توسط رادیو و تلویزیون)
The news is aired every hour.
اخبار هر ساعت پخش میشود.
The station aired a special program about climate change.
این شبکه، برنامهی ویژهای دربارهی تغییرات اقلیمی پخش کرد.
نادیده گرفتن، بیتوجهی کردن، بیاعتنایی کردن
She felt hurt because her friends were airing her.
او احساس ناراحتی کرد چون دوستانش او را نادیده میگرفتند.
They aired him during the meeting.
آنها، او را در جلسه نادیده گرفتند.
تغییر آب و هوا
برتری هوایی (تسلط کامل بر فضای هوایی که به نیروهای نظامی اجازه میدهد تا در میدان نبرد برتری قابل توجهی ایجاد کنند)
شکایت/اعتراض خود را بیان کردن
کیفیت هوا
هوای تازه، هوای مطبوع
آژیر حملهی هوایی
(انگلیس) فیس و افاده، ناز و غمزه
غفلتاً و بهطور اسرارآمیزی ظاهر شدن
(توسط رادیو یا تلویزیون) پخش شدن
کاملاً ناپدید شدن، غیب شدن
(عامیانه) معشوق را ترک کردن، معشوق را رد کردن
1- جاری، متداول 2- معلق، بلاتکلیف
(رادیو و تلویزیون) خاموش، وقفه در پخش
(رادیو و تلویزیون) در حال پخش، در حال سخن پراکنی
به هوای آزاد رفتن، در هوای آزاد تنفس یا تفریح کردن
پادرهوا، معلق، نابسامان، بلاتکلیف، رو هوا، لِنگدرهوا، نامعلوم، در هالهای از ابهامات
احساس سبکی و شادی کردن، سرمست بودن
هوای تازه، تغییر محیط
به قصد کشتن چیزی(مثلاً مگس) زدن و موفق نشدن
سوء تفاهم را برطرف کردن، شفافسازی کردن، کدورت را کنار گذاشتن
گذشتهی ساده air در زبان انگلیسی aired است.
شکل سوم air در زبان انگلیسی aired است.
شکل جمع air در زبان انگلیسی airs است.
وجه وصفی حال air در زبان انگلیسی airing است.
سومشخص مفرد air در زبان انگلیسی airs است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «air» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/air