آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۲ خرداد ۱۴۰۵

      Breath

      breθ breθ

      مصدر:

      to breath

      شکل جمع:

      breaths

      معنی breath | جمله با breath

      noun B1

      دم، نفس، نسیم، (مجازاً) نیرو، جان، رایحه

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی فوق متوسط

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار اندروید فست دیکشنری
      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      Each breath that is drawn extends life...

      هر نفسی که فرو می‌رود ممد حیات است ...

      to take a deep breath

      نفس عمیقی کشیدن

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      He had little breath left for running.

      به واسطه‌ی دویدن نفس نداشت.

      He got his breath back.

      نفسش جا آمد.

      the breath of the fire

      دم آتش

      the breath from the well

      بخار چاه، دم چاه

      I could smell the whisky on his breath.

      از دهانش بوی ویسکی می‌آمد، بوی ویسکی را از نفسش احساس می‌کردم.

      the breath of roses in the garden

      بوی گل محمدی در باغ

      a breath of fresh air

      نسیمی از هوای تازه

      He disappeared in one breath.

      در یک دم ناپدید شد.

      breath group

      گروه تک دمی، گروه نفسی

      No breath of objection was heard.

      هیچ زمزمه‌ی مخالفتی شنیده نشد.

      He is out of breath from the running.

      به‌دلیل دویدن از نفس افتاده است.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد breath

      1. noun respiration
        Synonyms:
        breathing respiration inhalation exhalation inspiration expiration gasp pant wheeze animation gulp eupnea insufflation
      1. noun wind or something in the air
        Synonyms:
        smell odor aroma whiff puff gust waft zephyr breeze vapor flutter sigh flatus
      1. noun respite, break
        Synonyms:
        rest break pause breather respite moment instant second ten blow breathing space
      1. noun hint, suggestion
        Synonyms:
        hint touch trace suggestion whisper undertone streak whiff shade suspicion murmur soupçon dash

      Collocations

      bad breath

      بوی بد دهان

      out of breath

      از نفس افتادن، نفس نفس زدن

      be short of breath

      دچار تنگی نفس بودن، تنگی نفس داشتن

      catch one's breath

      برای تازه کردن نفس از سخن بازایستادن، (از تعجب یا تحسین) دم در دمیدن، نفس تازه کردن

      draw breath

      دم زدن، نفس کشیدن

      Collocations بیشتر

      get one's breath back

      نفس خود را بازیافتن (پس از تقلا و غیره)

      Idioms

      a breath of air

      هوای تازه، تغییر محیط

      hold one's breath

      نفس خود را حبس کردن، دم نزدن، (با هیجان) در انتظار بودن

      in the same breath

      در آن واحد، در یک دم، در همان لحظه

      بلافاصله

      save one's breath

      وقت خود را حرام نکردن (با حرف زدن)، نصیحت بیهوده نکردن

      از حرف زدن بی‌نتیجه خودداری کردن

      take one's breath away

      (از شدت زیبایی یا ابهت و غیره) نفس کسی را بند آوردن، هوش از سر پراندن

      Idioms بیشتر

      the breath of life

      نور چشم، مایه‌ی لذت و خوشی، مورد نیاز مبرم

      under one's breath

      زیر لبی، آهسته، پچ‌پچ‌کنان

      لغات هم‌خانواده breath

      noun
      breath, breather, breathing
      adjective
      breathless, breathy
      verb - transitive
      breathe
      adverb
      breathlessly

      سوال‌های رایج breath

      شکل جمع breath چی میشه؟

      شکل جمع breath در زبان انگلیسی breaths است.

      ارجاع به لغت breath

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «breath» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/breath

      لغات نزدیک breath

      • - breaststroke
      • - breastwork
      • - breath
      • - breathalyzer
      • - breathe
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      unobtainable unexplored wilderness unexpected outcome undernourished undeniable tulsa tsunami loyalty himself hit home hit the jackpot hold onto homie honesty is the best policy honeybunch چوب مسگر متلک تمرهندی خودفروشی کردن در کونی کوزه یکتا یک ششم یخچال‌فریزر گوزن شمالی گنده گل‌فروش گرما گرانول
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.