آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۳

      Inspiration

      ˌɪnspəˈreɪʃn ˌɪnspəˈreɪʃn

      شکل جمع:

      inspirations

      معنی inspiration | جمله با inspiration

      noun countable uncountable B2

      الهام

      She found inspiration in the beautiful artwork at the museum.

      او از آثار هنری زیبای موزه الهام گرفت.

      Music has always been a source of inspiration for me.

      موسیقی همیشه برای من منبع الهام بوده است.

      noun countable C2

      فکر خوب، فکر بکر (ناگهانی)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام

      I had a sudden burst of inspiration.

      ناگهان فکر خوبی به سرم زد.

      Sometimes my inspiration comes out of nowhere.

      گاهی‌اوقات فکر بکر من از ناکجاآباد می‌آید.

      noun singular C2

      الهام‌بخش (کسی که مردم او را تحسین می‌کنند و می‌خواهند شبیه او باشند)

      The athlete served as an inspiration to his teammates.

      این ورزشکار الهام‌بخش هم‌تیمی‌هایش بود.

      She was an inspiration to all who knew her.

      او الهام‌بخش همه‌ی کسانی بود که او را می‌شناختند.

      noun countable uncountable

      پزشکی زیست‌شناسی دم، شهیق

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی پزشکی

      مشاهده

      The deep inspiration filled her lungs with fresh air.

      دم عمیق ریه‌هایش را پر از هوای تازه کرد.

      After the yoga class, she felt a sense of peace with each inspiration.

      پس از کلاس یوگا، او با هر شهیق احساس آرامش می‌کرد.

      noun

      دین الهام

      The prophet was said to have received his messages through divine inspiration.

      گفته می‌شود که پیامبر پیام‌های خود را از طریق الهام الهی دریافت کرده است.

      Many believe that the words of the Bible were written under divine inspiration.

      بسیاری بر این باورند که کلمات کتاب مقدس تحت الهام الهی نوشته شده است.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد inspiration

      1. noun idea, stimulus
        Synonyms:
        notion thought brainchild flash vision impulse stimulus motivation incentive influence insight fancy muse genius hunch spark revelation approach creativity stimulation encouragement enthusiasm arousal awakening motive spur rumble elevation exaltation animus brainstorm deep think whim afflatus illumination inflatus

      سوال‌های رایج inspiration

      شکل جمع inspiration چی میشه؟

      شکل جمع inspiration در زبان انگلیسی inspirations است.

      ارجاع به لغت inspiration

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «inspiration» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/inspiration

      لغات نزدیک inspiration

      • - inspectorate
      • - insphere
      • - inspiration
      • - inspirational
      • - inspirator
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      hand come out variant crook excess biological equalizer Americano equation Hispanic admissible algonquian allethrin amputator anti-tourism رفع خستگی کردن رنگارنگ رنگ‌کار روال جنت حافظه حر خستگی دل بستن دل کندن دوران نوزیستی ژرف‌کاو جناغ پیاده شدن ترحیمی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.