Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Idioms
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۹ بهمن ۱۳۹۸

      Spur

      spɜːr spɜː

      معنی spur | جمله با spur

      noun countable C2

      مهمیز

      His boots had spurs.

      چکمه‌های او مهمیز داشت.

      noun countable

      انگیزه، محرک

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      هوش مصنوعی فست دیکشنری

      the spur of jealousy

      انگیزه‌ی حسادت

      noun

      پزشکی خار استخوان

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی پزشکی

      مشاهده
      noun countable

      رکاب

      verb - transitive

      مهمیز زدن

      spurred boots

      چکمه‌ی مهمیزدار

      He spurred his horse to go faster.

      به اسبش مهمیز زد که تندتر برود.

      verb - transitive

      برانگیختن، تحریک کردن، تهییج کردن، انگیزه دادن

      His mother spurred him on to finish his education.

      مادرش او را ترغیب می‌کرد که تحصیلاتش را تمام کند.

      verb - intransitive

      تاختن

      Then Nadder spurred on toward KHarazm.

      سپس نادر به سوی خوارزم شتافت.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد spur

      1. noun incitement, stimulus
        Synonyms:
        incentive motivation motive impulse inducement stimulus urge goad trigger impetus catalyst stimulant needle prick incitation excitant actuation activation goose turn-on
        Antonyms:
        hindrance curb
      1. verb incite, prompt
        Synonyms:
        urge stimulate drive push prod instigate impel propel animate spark trigger rouse stir goad press exhort rally sic work up fire up egg on arouse prick key up awaken turn on put up to favor countenance goose
        Antonyms:
        discourage dissuade disapprove

      Idioms

      on the spur of the moment

      با عجله، غفلتاً، بی‌مقدمه، بدون نقشه‌ی قبلی

      win one's spurs

      به مقام و شهرت رسیدن، مقام خود را تحکیم کردن

      به شهرت یا کامیابی رسیدن، موفق شدن، به مقام بلند رسیدن

      ارجاع به لغت spur

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «spur» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۸ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/spur

      لغات نزدیک spur

      • - spunky
      • - spunous
      • - spur
      • - spur gear
      • - spur track
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      satirical sender September assault force sectional sheath knife seminar smite snapback repackage look threesome main either salsa انتظام انقلابی باشگاه برهمن بیهودگی آب دهان قورت دادن آخیش آدم آزاد آزادیخواه آسان آسیا آس و پاس آشفته آفت آفتاب‌پرست
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.