آیکن بنر

تست رایگان تعیین سطح واژگان انگلیسی

تست رایگان تعیین سطح واژگان انگلیسی

شروع تست
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۷ تیر ۱۴۰۵

      Catalyst

      ˈkæt̬lɪst ˈkætl-ɪst

      شکل جمع:

      catalysts

      معنی catalyst | جمله با catalyst

      noun countable C2

      شیمی کاتالیزگر، کاتالیزور، واکنش‌افزا

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی شیمی

      مشاهده
      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      The scientist added a small amount of catalyst to speed up the reaction.

      دانشمند مقدار کمی کاتالیزور به واکنش اضافه کرد تا آن را تسریع کند.

      Platinum is a common catalyst in automotive exhaust systems.

      پلاتین یک کاتالیزگر رایج در سیستم‌های خروجی خودرو است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Enzymes are biological catalysts that lower activation energy.

      آنزیم‌ها کاتالیزورهای زیستی هستند که انرژی فعال‌سازی را کاهش می‌دهند.

      noun countable C1

      اقتصاد سیاست محرک، انگیزه‌بخش، شتاب‌دهنده (عامل شتاب‌دهنده در رویدادها و تغییرات)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی اقتصاد

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

      The sudden inflation surge in July 2026 acted as a catalyst for widespread banking reforms.

      جهش ناگهانی تورم در جولای ۲۰۲۶ به عنوان یک کاتالیزور (عامل محرک) برای اصلاحات گسترده‌ی بانکی عمل کرد.

      The new AI regulation policy became the catalyst for intense tech debates worldwide.

      سیاست جدید قانون‌گذاری هوش مصنوعی، به عامل محرک مناظره‌های شدید فناوری در سراسر جهان تبدیل شد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The introduction of affordable internet access acted as a catalyst for economic growth in rural areas.

      معرفی دسترسی به اینترنت ارزان‌قیمت به عنوان یک عامل محرک برای رشد اقتصادی در مناطق روستایی عمل کرد.

      The protest became the catalyst that mobilized public opinion.

      اعتراض تبدیل به محرکی شد که افکار عمومی را ترغیب کند.

      Her speech acted as a catalyst for change in the community.

      سخنرانی او به‌عنوان شتاب‌دهنده‌ای برای تغییر در جامعه عمل کرد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد catalyst

      1. noun something which incites activity
        Synonyms:
        motivation impulse incentive stimulus spur goad incitement impetus incitation agitator adjuvant enzyme reactant synergist incendiary radical spark plug wave maker reactionary
        Antonyms:
        block blockage prevention preventer

      سوال‌های رایج catalyst

      شکل جمع catalyst چی میشه؟

      شکل جمع catalyst در زبان انگلیسی catalysts است.

      ارجاع به لغت catalyst

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «catalyst» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/catalyst

      لغات نزدیک catalyst

      • - catalpa
      • - catalysis
      • - catalyst
      • - catalytic converter
      • - catalytic cracking
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت tell و say چیست؟

      تفاوت tell و say چیست؟

      تفاوت sleep و asleep چیست؟

      تفاوت sleep و asleep چیست؟

      تفاوت table و desk چیست؟

      تفاوت table و desk چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      square tech loop trap lose who're glitter intersectional intake connection brain ostrich motorcycle helicopter virtually سیرالئون متمم عاری کورش کمد غریب فهمیده گزیده غار غذای سبک فرگشت فسخ فعالیت کردن فعلا فیلادلفیا
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.