شکل جمع:
catalystsشیمی کاتالیزگر، کاتالیزور، واکنشافزا
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی شیمی
The scientist added a small amount of catalyst to speed up the reaction.
دانشمند مقدار کمی کاتالیزور به واکنش اضافه کرد تا آن را تسریع کند.
Platinum is a common catalyst in automotive exhaust systems.
پلاتین یک کاتالیزگر رایج در سیستمهای خروجی خودرو است.
Enzymes are biological catalysts that lower activation energy.
آنزیمها کاتالیزورهای زیستی هستند که انرژی فعالسازی را کاهش میدهند.
محرک، انگیزهبخش، شتابدهنده (اتفاق یا شخصی که باعث تغییرات بزرگ میشود)
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The protest became the catalyst that mobilized public opinion.
اعتراض تبدیل به محرکی شد که افکار عمومی را ترغیب کند.
Her speech acted as a catalyst for change in the community.
سخنرانی او بهعنوان شتابدهندهای برای تغییر در جامعه عمل کرد.
شکل جمع catalyst در زبان انگلیسی catalysts است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «catalyst» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۷ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/catalyst