شکل جمع:
catalystsشیمی کاتالیزگر، کاتالیزور، واکنشافزا
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی شیمی
The scientist added a small amount of catalyst to speed up the reaction.
دانشمند مقدار کمی کاتالیزور به واکنش اضافه کرد تا آن را تسریع کند.
Platinum is a common catalyst in automotive exhaust systems.
پلاتین یک کاتالیزگر رایج در سیستمهای خروجی خودرو است.
Enzymes are biological catalysts that lower activation energy.
آنزیمها کاتالیزورهای زیستی هستند که انرژی فعالسازی را کاهش میدهند.
اقتصاد سیاست محرک، انگیزهبخش، شتابدهنده (عامل شتابدهنده در رویدادها و تغییرات)
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی اقتصاد
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The sudden inflation surge in July 2026 acted as a catalyst for widespread banking reforms.
جهش ناگهانی تورم در جولای ۲۰۲۶ به عنوان یک کاتالیزور (عامل محرک) برای اصلاحات گستردهی بانکی عمل کرد.
The new AI regulation policy became the catalyst for intense tech debates worldwide.
سیاست جدید قانونگذاری هوش مصنوعی، به عامل محرک مناظرههای شدید فناوری در سراسر جهان تبدیل شد.
The introduction of affordable internet access acted as a catalyst for economic growth in rural areas.
معرفی دسترسی به اینترنت ارزانقیمت به عنوان یک عامل محرک برای رشد اقتصادی در مناطق روستایی عمل کرد.
The protest became the catalyst that mobilized public opinion.
اعتراض تبدیل به محرکی شد که افکار عمومی را ترغیب کند.
Her speech acted as a catalyst for change in the community.
سخنرانی او بهعنوان شتابدهندهای برای تغییر در جامعه عمل کرد.
شکل جمع catalyst در زبان انگلیسی catalysts است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «catalyst» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/catalyst