پیشگیری، جلوگیری، ممانعت، بازدارندگی
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
New safety rules were introduced for the prevention of workplace accidents.
قوانین ایمنی جدیدی برای جلوگیری از حوادث محل کار وضع شد.
Regular exercise and a balanced diet play an important role in the prevention of heart disease.
ورزش منظم و رژیم غذایی متعادل، نقش مهمی در پیشگیری از بیماریهای قلبی دارند.
An ounce of prevention is better than a pound of cure.
یک ذره پیشگیری بهتر از یک عالمه درمان است.
crime prevention
جلوگیری از جنایت
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «prevention» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۱ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/prevention