Prohibition

ˌproʊɪˈbɪʃn ˌproʊɪˈbɪʃn ˌprəʊhəˈbɪʃn ˌprəʊhəˈbɪʃn
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • شکل جمع:

    prohibitions

معنی‌ها و نمونه‌جمله

noun
ممنوعیت، منع

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

جای تبلیغ شما در فست دیکشنری
noun
منع، نهی، تحریم، ممانعت، قدغن، صدور حکم منع
- Is there a prohibition against dancing too?
- آیا رقصیدن هم ممنوع است؟
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد prohibition

  1. noun ban, forbiddance
    Synonyms:
    restriction proscription prevention constraint exclusion interdiction obstruction refusal repudiation injunction embargo disallowance negation veto taboo interdict bar forbiddance off limits out of bounds no-no don’t temperance
    Antonyms:
    permission allowance clearance

لغات هم‌خانواده prohibition

  • noun
    prohibition

ارجاع به لغت prohibition

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «prohibition» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/prohibition

لغات نزدیک prohibition

پیشنهاد بهبود معانی