آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

Constraint

kənˈstreɪnt kənˈstreɪnt

شکل جمع:

constraints

معنی constraint | جمله با constraint

noun countable C2

اجبار، محدودیت، فشار، قید، ظابطه

Legal constraints prevent companies from sharing user data without consent.

محدودیت‌های قانونی مانع از به اشتراک‌گذاری داده‌های کاربران بدون رضایت می‌شود.

The project faced serious time constraints, which affected its quality.

پروژه با فشارهای جدی زمانی مواجه شد که بر کیفیت آن تأثیر گذاشت.

نمونه‌جمله‌های بیشتر

There are strict constraints on the use of this equipment.

قیدهای سختگیرانه‌ای در مورد استفاده از این تجهیزات وجود دارد.

noun uncountable formal

تصنع، تکلف، خودداری، سخت‌گیری، خویشتن‌داری (اجباری)

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

همگام سازی در فست دیکشنری

His constraint in social situations makes interactions feel awkward.

تصنع او در موقعیت‌های اجتماعی باعث می‌شود تعاملات ناخوشایند به نظر برسند.

The constraint in her movements suggested she was nervous and uncomfortable.

تکلف در حرکات او نشان می‌داد که او مضطرب و ناراحت است.

نمونه‌جمله‌های بیشتر

You could sense the constraint in their polite but distant interactions.

می‌شد خویشتن‌داری را در تعاملات مؤدبانه اما سرد آن‌ها حس کنید.

پیشنهاد بهبود معانی

انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد constraint

لغات هم‌خانواده constraint

  • noun
    constraint

سوال‌های رایج constraint

شکل جمع constraint چی میشه؟

شکل جمع constraint در زبان انگلیسی constraints است.

ارجاع به لغت constraint

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «constraint» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/constraint

لغات نزدیک constraint

پیشنهاد بهبود معانی