آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۱ فروردین ۱۴۰۴

      Constraint

      kənˈstreɪnt kənˈstreɪnt

      شکل جمع:

      constraints

      معنی constraint | جمله با constraint

      noun countable C2

      اجبار، محدودیت، فشار، قید، ظابطه

      Legal constraints prevent companies from sharing user data without consent.

      محدودیت‌های قانونی مانع از به اشتراک‌گذاری داده‌های کاربران بدون رضایت می‌شود.

      The project faced serious time constraints, which affected its quality.

      پروژه با فشارهای جدی زمانی مواجه شد که بر کیفیت آن تأثیر گذاشت.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      There are strict constraints on the use of this equipment.

      قیدهای سختگیرانه‌ای در مورد استفاده از این تجهیزات وجود دارد.

      noun uncountable formal

      تصنع، تکلف، خودداری، سخت‌گیری، خویشتن‌داری (اجباری)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار اندروید فست دیکشنری

      His constraint in social situations makes interactions feel awkward.

      تصنع او در موقعیت‌های اجتماعی باعث می‌شود تعاملات ناخوشایند به نظر برسند.

      The constraint in her movements suggested she was nervous and uncomfortable.

      تکلف در حرکات او نشان می‌داد که او مضطرب و ناراحت است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      You could sense the constraint in their polite but distant interactions.

      می‌شد خویشتن‌داری را در تعاملات مؤدبانه اما سرد آن‌ها حس کنید.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد constraint

      1. noun force
        Synonyms:
        violence pressure compulsion coercion necessity restraint repression suppression driving motive spur impulsion impelling a must duress goad spring hang-up monkey no-no
      1. noun shyness
        Synonyms:
        embarrassment modesty bashfulness timidity reserve restraint inhibition diffidence reservation repression humility hang-up
        Antonyms:
        aggression
      1. noun restriction
        Synonyms:
        restraint limitation hindrance check curb confinement detention arrest captivity restriction constrainment cramp deterrent damper circumscription
        Antonyms:
        permission allowance

      لغات هم‌خانواده constraint

      noun
      constraint
      verb - transitive
      constrain

      سوال‌های رایج constraint

      شکل جمع constraint چی میشه؟

      شکل جمع constraint در زبان انگلیسی constraints است.

      ارجاع به لغت constraint

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «constraint» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۰ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/constraint

      لغات نزدیک constraint

      • - constrained
      • - constrainedly
      • - constraint
      • - constrict
      • - constriction
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      pyracantha Urania homologate hairdresser menagerie effigy Persephone halloween shaft ant draw independent real fata morgana price واحد واسع وصل نشده وضعیت وقایع وقت بازی ویتامین ویلا پانتومیم پاکت پر شدن پرتنش پرمصرف پرواز پسرفت کردن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.