آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

Inhibition

ˌɪnhəˈbɪʃn ˌɪnhəˈbɪʃn

شکل جمع:

inhibitions

معنی inhibition | جمله با inhibition

noun C2

بازداری، جلوگیری از بروز احساسات

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

نرم افزار اندروید فست دیکشنری

Oil plays an important role in the inhibition of rust.

روغن در جلوگیری از زنگ‌زدگی نقش مهمی دارد.

the inhibition of the heartbeat by nerve stimulation

بازداری ضربان قلب از راه تحریک عصبی

نمونه‌جمله‌های بیشتر

Alcohol weakens one's inhibitions.

الکل خویشتن‌داری آدم را ضعیف می‌کند.

پیشنهاد بهبود معانی

انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد inhibition

لغات هم‌خانواده inhibition

  • noun
    inhibition

سوال‌های رایج inhibition

شکل جمع inhibition چی میشه؟

شکل جمع inhibition در زبان انگلیسی inhibitions است.

ارجاع به لغت inhibition

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «inhibition» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/inhibition

لغات نزدیک inhibition

پیشنهاد بهبود معانی