آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Interdict

      ˈɪnt̬ərdɪkt ˈɪntədɪkt

      گذشته‌ی ساده:

      interdicted

      شکل سوم:

      interdicted

      سوم‌شخص مفرد:

      interdicts

      وجه وصفی حال:

      interdicting

      معنی interdict | جمله با interdict

      verb - transitive

      (رسمی) قدغن کردن، ممنوع کردن

      تبدیل آدرس با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · آدرس فارسی به انگلیسی استاندارد
      امتحان کن
      verb - transitive

      (مذهب) (شخص، کشیش) محروم کردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تصحیح آیلتس
      noun

      (رسمی) قدغن کردن، ممنوع کردن، منع، ممنوعیت

      noun countable

      حقوق حکم رسمی

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی حقوق

      مشاهده
      noun

      (مذهب) حکم محرومیت، حکم تحریم

      to interdict trade with a country

      بازرگانی با کشوری را غیرقانونی کردن

      In that religion, the use of alcohol is interdicted.

      مصرف الکل در آن مذهب حرام است.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد interdict

      1. verb to refuse to allow
        Synonyms:
        forbid prohibit ban disallow inhibit debar outlaw enjoin taboo proscribe
      1. verb command against
        Synonyms:
        stop ban prohibit prevent forbid disallow veto inhibit hinder outlaw nix halt proscribe taboo
      1. noun a coercive measure intended to ensure compliance or conformity
        Synonyms:
        sanction penalty interdiction

      سوال‌های رایج interdict

      گذشته‌ی ساده interdict چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده interdict در زبان انگلیسی interdicted است.

      شکل سوم interdict چی میشه؟

      شکل سوم interdict در زبان انگلیسی interdicted است.

      وجه وصفی حال interdict چی میشه؟

      وجه وصفی حال interdict در زبان انگلیسی interdicting است.

      سوم‌شخص مفرد interdict چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد interdict در زبان انگلیسی interdicts است.

      ارجاع به لغت interdict

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «interdict» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/interdict

      لغات نزدیک interdict

      • - interdependency
      • - interdependent
      • - interdict
      • - interdiction
      • - interdigitate
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      تفاوت am و pm چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      headwind cablet lime-twig acyclic bread mold regional center outbid uniplanar Benue danseuse gameness pentosan overdress inside joke why not سپتامبر سوغاتی سوغات شمع اردیبهشت سوت فروردین بودن ادویه پیوسته نیل قالب طفل غرور گنجینه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.