آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۹ بهمن ۱۴۰۳

      Outlaw

      ˈaʊtlɑː ˈaʊtlɔː

      گذشته‌ی ساده:

      outlawed

      شکل سوم:

      outlawed

      سوم‌شخص مفرد:

      outlaws

      وجه وصفی حال:

      outlawing

      شکل جمع:

      outlaws

      معنی outlaw | جمله با outlaw

      noun verb - transitive

      یاغی، متمرد، قانون شکن، چموش، یاغی شمردن، غیرقانونی اعلام کردن، ممنوع ساختن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی ۵۰۴ واژه

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

      a band of outlaws that attacked and plundered caravans

      یک دسته یاغی که به کاروان‌ها حمله می‌کردند و آن‌ها را غارت می‌کردند

      We will outlaw the rebels unless they surrender immediately.

      اگر شورشیان فورا تسلیم نشوند آن‌ها را از حمایت قانون و حقوق محروم خواهیم کرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Handguns ought to be outlawed.

      اسلحه‌ی کمری باید ممنوع اعلام شود.

      legislations which outlawed dueling

      لوایحی که جنگ تن به تن را غیرقانونی کرد

      The sale of alcoholic beverages has been outlawed.

      فروش نوشابه‌های الکلی غیرقانونی شده است.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد outlaw

      1. noun person who is running from the law
        Synonyms:
        criminal fugitive crook robber bandit gangster outcast hoodlum marauder mobster hooligan jailbird desperado hood mug con racketeer brigand ex-con pariah drifter gunslinger wrong number
      1. verb prohibit; make illegal
        Synonyms:
        ban forbid prevent stop disallow inhibit exclude bar banish proscribe interdict enjoin illegalize embargo condemn damn taboo
        Antonyms:
        allow permit legalize

      Collocations

      an outlaw country

      کشوری که قوانین بین‌المللی را زیر پا می گذارد، کشور سرکش

      لغات هم‌خانواده outlaw

      noun
      law, lawyer, outlaw, lawfulness, lawlessness
      adjective
      lawful
      verb - transitive
      outlaw
      adverb
      lawfully

      سوال‌های رایج outlaw

      گذشته‌ی ساده outlaw چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده outlaw در زبان انگلیسی outlawed است.

      شکل سوم outlaw چی میشه؟

      شکل سوم outlaw در زبان انگلیسی outlawed است.

      شکل جمع outlaw چی میشه؟

      شکل جمع outlaw در زبان انگلیسی outlaws است.

      وجه وصفی حال outlaw چی میشه؟

      وجه وصفی حال outlaw در زبان انگلیسی outlawing است.

      سوم‌شخص مفرد outlaw چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد outlaw در زبان انگلیسی outlaws است.

      ارجاع به لغت outlaw

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «outlaw» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/outlaw

      لغات نزدیک outlaw

      • - outlast
      • - outlast one's (or its etc.) usefulness
      • - outlaw
      • - outlawed
      • - outlawry
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      folklore BDSM tower confused industry enclosure judo kismet lan lank lee li lie in lil linguistically آفریده از روی استحقاق آلبوم امانت دادن ای وای! بجنب! بسته بلا استفاده کردن به نوبت انجام دادن بهدانه به یاد ماندنی اشباع‌شده بو باید
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.