Outlaw

ˈaʊtlɑː ˈaʊtlɔː
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • گذشته‌ی ساده:

    outlawed
  • شکل سوم:

    outlawed
  • سوم‌شخص مفرد:

    outlaws
  • وجه وصفی حال:

    outlawing
  • شکل جمع:

    outlaws

معنی و نمونه‌جمله‌ها

noun verb - transitive
یاغی، متمرد، قانون شکن، چموش، یاغی شمردن، غیرقانونی اعلام کردن، ممنوع ساختن link-banner

لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی ۵۰۴ واژه‌ی ضروری

مشاهده

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

خرید اشتراک فست دیکشنری
- a band of outlaws that attacked and plundered caravans
- یک دسته یاغی که به کاروان‌ها حمله می‌کردند و آن‌ها را غارت می‌کردند
- We will outlaw the rebels unless they surrender immediately.
- اگر شورشیان فورا تسلیم نشوند آن‌ها را از حمایت قانون و حقوق محروم خواهیم کرد.
- Handguns ought to be outlawed.
- اسلحه‌ی کمری باید ممنوع اعلام شود.
- legislations which outlawed dueling
- لوایحی که جنگ تن به تن را غیرقانونی کرد
- The sale of alcoholic beverages has been outlawed.
- فروش نوشابه‌های الکلی غیرقانونی شده است.
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد outlaw

  1. noun person who is running from the law
    Synonyms:
    criminal fugitive crook robber bandit gangster outcast hoodlum marauder mobster hooligan jailbird desperado hood mug con racketeer brigand ex-con pariah drifter gunslinger wrong number
  1. verb prohibit; make illegal
    Synonyms:
    ban forbid prevent stop disallow inhibit exclude bar banish proscribe interdict enjoin illegalize embargo condemn damn taboo
    Antonyms:
    allow permit legalize

Collocations

  • an outlaw country

    کشوری که قوانین بین‌المللی را زیر پا می گذارد، کشور سرکش

لغات هم‌خانواده outlaw

  • verb - transitive
    outlaw

ارجاع به لغت outlaw

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «outlaw» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۷ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/outlaw

لغات نزدیک outlaw

پیشنهاد بهبود معانی