آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۶ بهمن ۱۴۰۳

      Fugitive

      ˈfjuːdʒətɪv ˈfjuːdʒətɪv

      شکل جمع:

      fugitives

      معنی fugitive | جمله با fugitive

      noun countable

      فراری، متواری

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی ۵۰۴ واژه

      مشاهده

      The fugitive managed to escape from the police.

      فرد متواری توانست از دست پلیس فرار کند.

      The authorities are actively searching for the fugitive who has been on the run for weeks.

      مقامات به‌طور فعال درحال جستجوی متهم فراری هستند که هفته‌هاست متواری شده است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a fugitive from justice

      فراری از (چنگ) عدالت

      adjective formal

      زودگذر، فرار، فانی، بی‌دوام

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام

      fugitive thoughts

      اندیشه‌های زودگذر

      A fugitive essay

      مقاله‌ی فرار

      adjective

      فراری

      Two of the fugitive criminals were captured.

      دو نفر از مجرمان فراری دستگیر شدند.

      The fugitive suspect was apprehended by the police after a chase.

      مظنون فراری پس‌از تعقیب‌وگریز توسط پلیس دستگیر شد.

      adjective

      سیار، گذرنده، سرگردان

      She lived a life as a fugitive spirit, never staying in one place for too long.

      او مانند یک روح سیار زندگی می‌کرد و هرگز برای مدت طولانی در یک مکان نمی‌ماند.

      The fugitive storm raced across the landscape, leaving destruction in its wake.

      طوفان گذرنده در سراسر دشت حرکت کرد و در پی خود ویرانی به‌جا گذاشت.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد fugitive

      1. adjective fleeing, transient
        Synonyms:
        temporary short fleeting moving evading escaping running away avoiding erratic wandering impermanent volatile unstable brief passing transient flitting flying momentary short-lived ephemeral evanescent fugacious planetary hot wanted criminal on the lam elusive errant lamster
        Antonyms:
        permanent facing confronting
      1. noun person escaping from law or other pursuer
        Synonyms:
        runaway refugee escapee deserter outlaw émigré exile waif stray truant dodger escaper evacuee vagabond transient outcast recluse hermit displaced person hunted person runagate derelict bolter walkout fly-by-night

      سوال‌های رایج fugitive

      شکل جمع fugitive چی میشه؟

      شکل جمع fugitive در زبان انگلیسی fugitives است.

      ارجاع به لغت fugitive

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «fugitive» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/fugitive

      لغات نزدیک fugitive

      • - fugal
      • - fuggy
      • - fugitive
      • - fugle
      • - fugleman
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon مرعوب مرغوب سلب امحا امن‌وامان با تمام وجود بچه‌بازی تطبیق دادن تکیه‌کلام جنده‌بازی دیگر ذوق شگفتی جفت جمله
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.