آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Exile

      ˈeksaɪl / / ˈeɡzaɪl ˈeksaɪl / / ˈeɡzaɪl

      گذشته‌ی ساده:

      exiled

      شکل سوم:

      exiled

      سوم‌شخص مفرد:

      exiles

      وجه وصفی حال:

      exiling

      شکل جمع:

      exiles

      معنی exile | جمله با exile

      noun uncountable C2

      تبعید

      His exile lasted fifteen years.

      تبعید او پانزده سال طول کشید.

      to go into exile

      جلای وطن کردن، از میهن رفتن، به تبعید رفتن

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a government in exile

      دولت دور از میهن

      verb - transitive

      دورکردن از وطن، تبعید کردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

      They exiled all their opponents.

      همه‌ی مخالفان خود را تبعید کردند.

      the exiled leader

      رهبر تبعیدی (تبعیدشده)

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد exile

      1. noun deportation from a place
        Synonyms:
        expulsion exclusion banishment separation displacement expatriation ostracism migration relegation dispersion scattering diaspora extradition proscription
      1. noun person deported from a place
        Synonyms:
        refugee outcast deportee expatriate émigré fugitive dp displaced person expellee person without country nonperson outlaw
      1. verb deport from place
        Synonyms:
        expel eject drive out oust displace evacuate banish deport expatriate expulse turn out cast out dispossess relegate ostracize outlaw extradite transport proscribe
        Antonyms:
        welcome take in import

      Collocations

      in exile

      1- تبعیدشده، تبعیدی، در هجرت 2- (در مورد دولت‌هایی که در خارج از کشور خود مستقر هستند) دور از میهن

      live in exile

      در تبعید به سر بردن، دور از میهن زیستن

      the exile

      دوران اسارت یهودیان در بابل (سده‌ی ششم پیش از میلاد)

      سوال‌های رایج exile

      گذشته‌ی ساده exile چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده exile در زبان انگلیسی exiled است.

      شکل سوم exile چی میشه؟

      شکل سوم exile در زبان انگلیسی exiled است.

      شکل جمع exile چی میشه؟

      شکل جمع exile در زبان انگلیسی exiles است.

      وجه وصفی حال exile چی میشه؟

      وجه وصفی حال exile در زبان انگلیسی exiling است.

      سوم‌شخص مفرد exile چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد exile در زبان انگلیسی exiles است.

      ارجاع به لغت exile

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «exile» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۵ فروردین ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/exile

      لغات نزدیک exile

      • - exiguity
      • - exiguous
      • - exile
      • - exilic
      • - eximbank or ex-lm bank
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      needless to say negativity neptune tragically transactional tree-planting scheme trickiness troglodyte seize control selene self-assured self-doubt self-expression self-portrait self-respect کف دست کیسه‌ی صفرا کیف زنانه گرسنه گرفتگی عضله گیر افتادن گیره یواشکی یونان پادری عکاس داربست بندی در یک دو
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.