آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۸ بهمن ۱۴۰۴

    Diaspora

    daɪˈæspərə daɪˈæspərə

    معنی diaspora | جمله با diaspora

    noun singular countable uncountable formal C1

    جامعه‌شناسی دیاسپورا، جوامع دور از میهن (مهاجرت گسترده و پراکندگی یک گروه قومی، مذهبی یا ملی از سرزمین اصلی خود به نقاط مختلف جهان)

    The Iranian diaspora plays an important role in global media.

    ایرانیان دور از میهن نقش مهمی در رسانه‌های جهانی دارند.

    The Iranian diaspora is conveying the voice of the Iranian people to the world.

    دیاسپورای ایرانی صدای مردم ایران را به جهانیان می‌رسانند.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    Diaspora communities often maintain strong cultural ties.

    جوامع مهاجر اغلب پیوندهای فرهنگی قوی خود را حفظ می‌کنند.

    The Iranian diaspora always supports Iranians inside the country.

    دیاسپورای ایرانی همیشه پشتیبان ایرانی‌های داخل کشور است.

    The Indian diaspora is widespread.

    دیاسپورای هندی گسترده است.

    The Irish diaspora includes millions of people of Irish descent living in countries like the United States, Canada, and Australia.

    آوارگان ایرلندی مشتمل بر میلیون‌ها نفر از مردم ایرلندی‌تبار هستند که در کشورهایی مانند ایالات متحده، کانادا و استرالیا زندگی می‌کنند.

    noun singular formal

    (با حرف بزرگ) پراکندگی قوم یهود، دیاسپورا، یهودیان خارج از اسرائیل، جمعیت یهودی خارج از اسرائیل، یهودیان آواره

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    هوش مصنوعی فست دیکشنری

    The Diaspora has led to diverse Jewish communities across the globe.

    دیاسپورا منجر به ایجاد جوامع مختلف یهودی در سراسر جهان شده است.

    The Diaspora has played a significant role in shaping Jewish culture and traditions.

    پراکندگی قوم یهود نقش مهمی در شکل‌گیری فرهنگ و سنت‌های یهودی داشته است.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    He is a member of the Diaspora.

    او به یهودیان آواره تعلق دارد.

    noun uncountable formal

    آوارگی، سرگردانی، دوری از وطن، دیاسپورا (قوم و ملت)

    The diaspora of Syrians fleeing the civil war has had a significant impact on neighboring countries.

    آوارگی سوری‌هایی که از جنگ داخلی فرار می‌کنند تأثیر قابل توجهی بر کشورهای همسایه داشته است.

    The diaspora of the Irish people led to their settlement in various parts of the world.

    دیاسپورای مردم ایرلند منجر به اسکان آنان در نقاط مختلف جهان شد.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد diaspora

    1. noun the spreading out of a group of people
      Synonyms:
      dispersion exodus dispersal escape dissolution disbandment mass exodus refugee flow

    ارجاع به لغت diaspora

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «diaspora» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۵ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/diaspora

    لغات نزدیک diaspora

    • - diary
    • - dias
    • - diaspora
    • - diaspore
    • - diastase
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    critically cumin curettage curl up customs cut through functionality cuticle in respect of cutie Cyrus dawg in addition light switch like flipping a light switch الم امت امتیاز دیکشنری آلمانی ذخیره خال گوشتی خاموش خاموش کردن خاک بر سرت! خبر خجالت‌آور خجالت‌زده خجالت کشیدن خدا رحم کند!
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.