آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۸ بهمن ۱۴۰۴

      Diaspora

      daɪˈæspərə daɪˈæspərə

      معنی diaspora | جمله با diaspora

      noun singular countable uncountable formal C1

      جامعه‌شناسی دیاسپورا، جوامع دور از میهن (مهاجرت گسترده و پراکندگی یک گروه قومی، مذهبی یا ملی از سرزمین اصلی خود به نقاط مختلف جهان)

      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      The Iranian diaspora plays an important role in global media.

      ایرانیان دور از میهن نقش مهمی در رسانه‌های جهانی دارند.

      The Iranian diaspora is conveying the voice of the Iranian people to the world.

      دیاسپورای ایرانی صدای مردم ایران را به جهانیان می‌رسانند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Diaspora communities often maintain strong cultural ties.

      جوامع مهاجر اغلب پیوندهای فرهنگی قوی خود را حفظ می‌کنند.

      The Iranian diaspora always supports Iranians inside the country.

      دیاسپورای ایرانی همیشه پشتیبان ایرانی‌های داخل کشور است.

      The Indian diaspora is widespread.

      دیاسپورای هندی گسترده است.

      The Irish diaspora includes millions of people of Irish descent living in countries like the United States, Canada, and Australia.

      آوارگان ایرلندی مشتمل بر میلیون‌ها نفر از مردم ایرلندی‌تبار هستند که در کشورهایی مانند ایالات متحده، کانادا و استرالیا زندگی می‌کنند.

      noun singular formal

      (با حرف بزرگ) پراکندگی قوم یهود، دیاسپورا، یهودیان خارج از اسرائیل، جمعیت یهودی خارج از اسرائیل، یهودیان آواره

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری

      The Diaspora has led to diverse Jewish communities across the globe.

      دیاسپورا منجر به ایجاد جوامع مختلف یهودی در سراسر جهان شده است.

      The Diaspora has played a significant role in shaping Jewish culture and traditions.

      پراکندگی قوم یهود نقش مهمی در شکل‌گیری فرهنگ و سنت‌های یهودی داشته است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      He is a member of the Diaspora.

      او به یهودیان آواره تعلق دارد.

      noun uncountable formal

      آوارگی، سرگردانی، دوری از وطن، دیاسپورا (قوم و ملت)

      The diaspora of Syrians fleeing the civil war has had a significant impact on neighboring countries.

      آوارگی سوری‌هایی که از جنگ داخلی فرار می‌کنند تأثیر قابل توجهی بر کشورهای همسایه داشته است.

      The diaspora of the Irish people led to their settlement in various parts of the world.

      دیاسپورای مردم ایرلند منجر به اسکان آنان در نقاط مختلف جهان شد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد diaspora

      1. noun the spreading out of a group of people
        Synonyms:
        dispersion exodus dispersal escape dissolution disbandment mass exodus refugee flow

      ارجاع به لغت diaspora

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «diaspora» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۳ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/diaspora

      لغات نزدیک diaspora

      • - diary
      • - dias
      • - diaspora
      • - diaspore
      • - diastase
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      gore rotatory pretzel mammatus pie chart wheedle hematocrit stoichiometry frump seafaring in demand concur jaggery used to diametrically چرب اثنی‌عشر انگلستان روماتیسم مفصلی بدهکار کوله‌پشتی مسیر مشمئز کننده مطالبه معادل معلومات معمار ملتمسانه منافع منان
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.