آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟ تفاوت deflation و inflation چیست؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Transport

      ˈtrænspɔːrt ˈtrænspɔːt ˈtrænspɔːt

      گذشته‌ی ساده:

      transported

      شکل سوم:

      transported

      سوم‌شخص مفرد:

      transports

      وجه وصفی حال:

      transporting

      شکل جمع:

      transports

      معنی transport | جمله با transport

      verb - transitive B2

      حمل کردن، ترابری کردن، بردن، نقل‌ و انتقال دادن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی مقدماتی

      مشاهده
      تبدیل آدرس با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · آدرس فارسی به انگلیسی استاندارد
      امتحان کن

      The troops were transported to Khorramshahr by train.

      لشگریان با قطار به خرمشهر برده شدند.

      Most of the wheat will be transported by trucks.

      بیشتر آن گندمها توسط کامیون حمل خواهد شد.

      verb - transitive

      از خود بیخود شدن، از جا در رفتن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ‫بازنویسی‬ با هوش مصنوعی

      His poetry transports us.

      شعر او ما را از خود بی‌خود می‌کند.

      Anger transported him.

      خشم او را از جا به در برد.

      noun countable

      حمل، حمل‌ونقل، ترابری

      The city's public transport system is old and inefficient.

      سازگان ترابری همگانی شهر قدیمی است و کارایی ندارد.

      The transport of goods by airplane is very expensive.

      حمل کالا با هواپیما بسیار گران است.

      noun countable

      ترابر، وسیله‌ی نقلیه

      They served as seamen on transports in the Pacific.

      آنان به‌عنوان ملوان در ترابرهای اقیانوس آرام خدمت می‌کردند.

      noun countable

      احساس شدید، موج شدید احساسات

      transports of rage

      موج‌هایی از خشم

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد transport

      1. noun move, transfer
        Synonyms:
        movement transfer transportation conveyance passage removal transit shipping shipment moving transferring conveying transporting carriage vehicle mover carrier lift hauling carting truckage freightage transference conveyor transshipment
        Antonyms:
        stay remain idle
      1. noun delight
        Synonyms:
        happiness heaven bliss enthusiasm passion ecstasy euphoria ardor fervor rapture enchantment seventh heaven cloud nine ravishment rhapsody
        Antonyms:
        indifference dislike boredom
      1. verb move, transfer
        Synonyms:
        carry take bring transfer remove convey bear ship haul conduct ferry ride truck fetch run schlepp lug tote pack shoulder piggyback back jag heel
        Antonyms:
        keep hold
      1. verb exile
        Synonyms:
        banish expel oust deport cast out displace relegate sentence expulse
        Antonyms:
        remain
      1. verb captivate, delight
        Synonyms:
        excite move stir thrill stimulate agitate inflame provoke quicken elevate delight enchant entrance electrify spellbind wow carry away ravish send slay uplit trance enrapture
        Antonyms:
        turn off repulse disenchant

      لغات هم‌خانواده transport

      noun
      transport, transportation, transporter
      verb - transitive
      transport

      سوال‌های رایج transport

      گذشته‌ی ساده transport چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده transport در زبان انگلیسی transported است.

      شکل سوم transport چی میشه؟

      شکل سوم transport در زبان انگلیسی transported است.

      شکل جمع transport چی میشه؟

      شکل جمع transport در زبان انگلیسی transports است.

      وجه وصفی حال transport چی میشه؟

      وجه وصفی حال transport در زبان انگلیسی transporting است.

      سوم‌شخص مفرد transport چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد transport در زبان انگلیسی transports است.

      ارجاع به لغت transport

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «transport» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/transport

      لغات نزدیک transport

      • - transpondor
      • - transpontine
      • - transport
      • - transportability
      • - transportable
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      تفاوت deflation و inflation چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      hemi hydr hydro nitro Sino- steno Very light tomentose tramroad thermometric southernwood snail darter skelton stone suf تحسین‌آمیز مهار کردن شیروخورشید کاستن جلوگیری کردن دیپلمات دیپلماتیک رونق سوسیالیسم سوسیال دموکرات فاشیسم مانده منتفی آفند آفندی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.