آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۲۹ فروردین ۱۴۰۳

    Wow

    waʊ waʊ

    گذشته‌ی ساده:

    wowed

    سوم‌شخص مفرد:

    wows

    وجه وصفی حال:

    wowing

    معنی wow | جمله با wow

    interjection informal A2

    وای، اوه، آه (فریاد حاکی از خوش‌حالی، تعجب و حیرت)

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

    مشاهده

    Wow, this movie is intense!

    اوه، این فیلم زیاد است!

    Wow, I can't believe I won the lottery!

    وای، باورم نمی‌شود در لاتاری برنده شدم!

    noun singular informal

    قشنگ، زیبا، محشر، عالی

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    هوش مصنوعی فست دیکشنری

    The new restaurant in town is a total wow with its unique cuisine.

    رستوران جدید شهر با غذاهای منحصربه‌فردش بسیار محشر است.

    She is an absolute wow.

    او یک زیبای مطلق است.

    verb - transitive informal

    تحت‌تأثیر قرار دادن، ذوق‌زده کردن، شگفت‌زده کردن

    Her singing voice never fails to wow the judges.

    صدای آوازش اصلاً نمی‌تواند داوران را تحت‌تأثیر قرار دهد.

    The beauty of the sunset wowed everyone watching.

    زیبایی غروب خورشید همه‌ی تماشاگران را شگفت‌زده کرد.

    noun countable uncountable

    موفقیت چشمگیر

    The team's performance was a wow, winning all their matches in the tournament.

    اجرای این تیم موفقیت چشمگیری بود و در تمام بازی‌های خود در این مسابقات پیروز شدند.

    Her new album is a wow.

    آلبوم جدید او موفقیتی چشمگیر است.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد wow

    1. verb amuse, delight
      Synonyms:
      entertain delight cheer make laugh tickle charm crack up slay kill go over big bowl over tickle pink break one up knock dead make roll in the aisles tickle to death knock someone’s socks off

    سوال‌های رایج wow

    گذشته‌ی ساده wow چی میشه؟

    گذشته‌ی ساده wow در زبان انگلیسی wowed است.

    وجه وصفی حال wow چی میشه؟

    وجه وصفی حال wow در زبان انگلیسی wowing است.

    سوم‌شخص مفرد wow چی میشه؟

    سوم‌شخص مفرد wow در زبان انگلیسی wows است.

    ارجاع به لغت wow

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «wow» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/wow

    لغات نزدیک wow

    • - wove paper
    • - woven
    • - wow
    • - wowser
    • - wpm
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    exploitation strict marine break down undermine headed hoodlum set off stoma colossus serendipitous anoxic comparability shaving weather the storm بلد بلند بلوف زدن بلوکه به دام انداختن به زحمت انداختن به زور به کاری واداشتن به سوی هدف با قدرت باجه باحیا بادبزن باخود بردن باد بازرگانی
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.