آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Heel

      hiːl hiːl

      گذشته‌ی ساده:

      heeled

      شکل سوم:

      heeled

      سوم‌شخص مفرد:

      heels

      وجه وصفی حال:

      heeling

      شکل جمع:

      heels

      معنی heel | جمله با heel

      noun countable B2

      پاشنه، پشت سم، (در جمع) پاهای عقب (جانوران)، ته، پاشنه کف، پاشنه جوراب، پاشنه‌ی کفش

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

      مشاهده

      My shoes are in need of new heels.

      کفش‌هایم نیاز به پاشنه‌ی نو دارند.

      under the heel of fascism

      زیر فشار ستمگرانه‌ی فاشیسم

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      under the heel of invaders

      زیر چکمه‌های اشغالگران

      a heel of ten degrees to the right

      خم‌شدگی ده درجه به سوی راست

      verb - transitive countable

      پاشنه گذاشتن به

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام

      He heeled his horse.

      با پاشنه‌ی پا به اسبش سکه زد.

      verb - intransitive countable

      کج شدن، یک ور شدن

      These shoes need heeling.

      این کفش‌ها نیاز به پاشنه‌ی نو دارند.

      The wind was strong and the sailboat kept heeling to the left.

      باد قوی بود و قایق بادبانی مرتب به چپ خم می‌شد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      heel in

      (کشاورزی) ریشه‌ی گیاه را به‌طورموقت با خاک پوشاندن (تا بعد کاشته شود)

      verb - transitive verb - intransitive countable

      دنبال کردن، ردگیری کردن

      to teach a dog to heel

      به سگ ردگیری (شکار) را آموختن

      verb - transitive countable

      مجهز کردن

      Don't go there without heeling yourself!

      غیرمسلح به آنجا نرو!

      a well-heeled customer

      مشتری پولدار

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد heel

      1. verb follow
        Synonyms:
        obey attend

      Idioms

      at heel

      در دنبال، کمی در پشت سر، کمی بعد از

      down at (the) heel(s)

      1- دارای کفشی که پاشنه‌اش نیاز به تعمیر دارد 2- کهنه، زهوار دررفته، قراضه، مندرس، فقیرانه

      kick up one's heels

      شادی و پایکوبی کردن

      شادی و پایکوبی کردن، از خوشی شلنگ انداختن

      on (or upon) the heels of

      کمی پشت سر (کسی)، کمی بعد از (کسی)، در دنبال، متعاقب

      out at the heel(s)

      1- دارای کفش یا جوراب سوراخ‌دار (در پاشنه) 2- قراضه، کهنه، مندرس، به‌دردنخور

      Idioms بیشتر

      show one's (or clean pair of) heels

      پا به فرار گذاشتن، فلنگ را بستن

      take to one's heels

      فرار کردن، پا به فرار گذاشتن

      to heel

      1- کمی پشت سر، در عقب سر، در دنبال 2- تحت کنترل، در مهار، منضبط

      turn one's heel

      ناگهان چرخ زدن یا بازگشتن، روی پاشنه چرخیدن

      سوال‌های رایج heel

      گذشته‌ی ساده heel چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده heel در زبان انگلیسی heeled است.

      شکل سوم heel چی میشه؟

      شکل سوم heel در زبان انگلیسی heeled است.

      شکل جمع heel چی میشه؟

      شکل جمع heel در زبان انگلیسی heels است.

      وجه وصفی حال heel چی میشه؟

      وجه وصفی حال heel در زبان انگلیسی heeling است.

      سوم‌شخص مفرد heel چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد heel در زبان انگلیسی heels است.

      ارجاع به لغت heel

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «heel» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/heel

      لغات نزدیک heel

      • - heedful
      • - heedless
      • - heel
      • - heel-and-toe
      • - heelball
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      folklore BDSM tower confused industry enclosure judo kismet lan lank lee li lie in lil linguistically آفریده از روی استحقاق آلبوم امانت دادن ای وای! بجنب! بسته بلا استفاده کردن به نوبت انجام دادن بهدانه به یاد ماندنی اشباع‌شده بو باید
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.