آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Obey

      əʊˈbeɪ əʊˈbeɪ

      گذشته‌ی ساده:

      obeyed

      شکل سوم:

      obeyed

      سوم‌شخص مفرد:

      obeys

      وجه وصفی حال:

      obeying

      معنی obey | جمله با obey

      verb - intransitive verb - transitive B2

      اطاعت کردن، فرمان‌برداری کردن، تمکین کردن، تبعیت کردن، حرف‌شنوی کردن، موافقت کردن، تسلیم شدن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

      A soldier must obey his officer.

      سرباز باید از افسر خود فرمان‌برداری کند.

      We must obey the law.

      باید از قانون اطاعت کنیم.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      to obey one's conscience

      به وجدان خود گوش فرا دادن

      He instructed and we obeyed.

      او دستور می‌داد و ما انجام می‌دادیم.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد obey

      1. verb conform, give in
        Synonyms:
        agree accept follow comply submit adhere to observe fulfill perform execute discharge keep mind heed answer concur assent accede act upon embrace respond serve surrender bow to give way abide by hold fast carry out do one's duty do what is expected do what one is told take orders be loyal to be ruled by do as one says get in line toe the line play second fiddle knuckle under
        Antonyms:
        disobey rebel mutiny

      لغات هم‌خانواده obey

      noun
      obedience
      adjective
      obedient
      verb - transitive
      obey
      adverb
      obediently

      سوال‌های رایج obey

      گذشته‌ی ساده obey چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده obey در زبان انگلیسی obeyed است.

      شکل سوم obey چی میشه؟

      شکل سوم obey در زبان انگلیسی obeyed است.

      وجه وصفی حال obey چی میشه؟

      وجه وصفی حال obey در زبان انگلیسی obeying است.

      سوم‌شخص مفرد obey چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد obey در زبان انگلیسی obeys است.

      ارجاع به لغت obey

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «obey» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/obey

      لغات نزدیک obey

      • - obese
      • - obesity
      • - obey
      • - obey the law
      • - obfuscate
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      folklore BDSM tower confused industry enclosure judo kismet lan lank lee li lie in lil linguistically آفریده از روی استحقاق آلبوم امانت دادن ای وای! بجنب! بسته بلا استفاده کردن به نوبت انجام دادن بهدانه به یاد ماندنی اشباع‌شده بو باید
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.