آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Phrasal verbs
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Haul

      hɒːl hɔːl

      گذشته‌ی ساده:

      hauled

      شکل سوم:

      hauled

      سوم‌شخص مفرد:

      hauls

      وجه وصفی حال:

      hauling

      معنی haul | جمله با haul

      noun verb - transitive verb - intransitive adverb C2

      کشیدن، هل دادن، حمل کردن، کشش، همه ماهی‌هایی که در یک وهله به دام کشیده می‌شوند، حمل‌ونقل

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری
      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      The elephant hauled a log tied to a rope all the way to the harbor.

      فیل تنه‌ی درخت بسته‌شده به طناب را کشید و تا بندرگاه برد.

      to haul a wagon

      واگن را کشیدن

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      to haul passengers

      مسافر حمل کردن

      Cattle are hauled by rail.

      گاوها را با راه‌آهن می‌برند.

      The wind has hauled more to the south.

      باد بیشتر به‌سوی جنوب می‌وزد.

      Rail haul is cheaper than truck haul.

      حمل با قطار ارزان‌تر از حمل با کامیون است.

      This time our haul weighed two tons.

      صید ما این بار دو تن بود.

      to haul a net inside a boat

      تور را به داخل کشتی کشیدن

      to haul down a flag

      پرچم را پایین کشیدن

      a haul of over five hundred miles

      مسافت ترابری بیش از پانصد مایل

      a five-ton haul

      بار پنج تنی

      They hauled him to jail.

      او را کشان‌کشان به زندان بردند.

      Every week his wife hauls him to a theater.

      هر هفته زنش او را به زور به تماشاخانه می‌برد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد haul

      1. noun something obtained or moved
        Synonyms:
        gain yield load burden cargo freight catch find booty loot spoils takings harvest lading payload
      1. verb move, pull to another spot
        Synonyms:
        bring carry transport shift remove drag pull draw convey lift raise tug tow truck cart tote lug pack schlepp heave hoist shoulder trail back boost buck elevate gun heel hump jag piggy back rake ride trawl

      Phrasal verbs

      haul off

      1- (برای احتراز از چیزی) خط سیر کشتی را عوض کردن، دگرسوی کردن 2- عقب‌نشینی کردن، پس رفتن، پس کشیدن، واکشیدن3- (عامیانه) به منظور ضربه زدن دست عقب بردن

      haul up

      1- (کشتی) در جهت باد حرکت کردن 2- متوقف شدن، باز ایستادن، مکث کردن

      Idioms

      haul your wind (or haul to the wind)

      (کشتی را) در جهت باد راندن

      over (or in) the long haul

      در دراز مدت

      سوال‌های رایج haul

      گذشته‌ی ساده haul چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده haul در زبان انگلیسی hauled است.

      شکل سوم haul چی میشه؟

      شکل سوم haul در زبان انگلیسی hauled است.

      وجه وصفی حال haul چی میشه؟

      وجه وصفی حال haul در زبان انگلیسی hauling است.

      سوم‌شخص مفرد haul چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد haul در زبان انگلیسی hauls است.

      ارجاع به لغت haul

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «haul» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۲ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/haul

      لغات نزدیک haul

      • - haughtiness
      • - haughty
      • - haul
      • - haul (or rake, drag, call) over the coals
      • - haul off
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      acute hearing ADHD adjuvant aerobic affusion above all aluminium alchemy indifference amphibian and abdominal region antigen keep up with the Joneses bouquet همبرگر همراه با همه کس هم‌سطح فیلم پشت پوتین پژمرده شدن پیشانی امری پیشرفته الگوریتم پیش‌نیاز چراغ چراغ‌خواب
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.