آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Phrasal verbs
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Truck

      trʌk trʌk

      گذشته‌ی ساده:

      trucked

      شکل سوم:

      trucked

      سوم‌شخص مفرد:

      trucks

      وجه وصفی حال:

      trucking

      شکل جمع:

      trucks

      معنی truck | جمله با truck

      noun countable B1

      کامیون، واگن روباز، چرخ باربری

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

      مشاهده

      coal truck

      واگن زغال‌سنگ

      verb - transitive verb - intransitive

      حمل کردن، انتقال دادن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

      Watermelons are trucked to the city.

      هندوانه با کامیون به شهر حمل می‌شود.

      noun countable

      داد و ستد، معاوضه، مبادله، سر و کار

      I will have no further truck with them.

      دیگر با آن‌ها سر و کار نخواهم داشت.

      verb - transitive verb - intransitive

      مبادله کردن، جانشین کردن، معاوضه کردن

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد truck

      1. noun commerce, merchandise
        Synonyms:
        business trade exchange goods merchandise dealings relations traffic communication contact connection intercourse commodities wares stuff stock buying and selling barter commercial goods communion
      1. noun wheeled vehicle for hauling
        Synonyms:
        car van wagon rig lorry buggy jeep pickup dump freighter semi wheels crate four by four four-wheel drive eighteen-wheeler carryall four by eight
      1. verb buy and sell
        Synonyms:
        trade deal handle exchange barter traffic peddle retail wholesale transact negotiate swap deal in do business have dealings bargain

      Phrasal verbs

      truck (on) down

      (امریکا - عامیانه)سلانه‌سلانه‌راه رفتن، خرامیدن

      سوال‌های رایج truck

      گذشته‌ی ساده truck چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده truck در زبان انگلیسی trucked است.

      شکل سوم truck چی میشه؟

      شکل سوم truck در زبان انگلیسی trucked است.

      شکل جمع truck چی میشه؟

      شکل جمع truck در زبان انگلیسی trucks است.

      وجه وصفی حال truck چی میشه؟

      وجه وصفی حال truck در زبان انگلیسی trucking است.

      سوم‌شخص مفرد truck چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد truck در زبان انگلیسی trucks است.

      ارجاع به لغت truck

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «truck» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/truck

      لغات نزدیک truck

      • - truce
      • - trucial oman
      • - truck
      • - truck (on) down
      • - truck farm
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.