آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۴

      Car

      kɑːr kɑː

      شکل جمع:

      cars

      معنی car | جمله با car

      noun countable A1

      خودرو، اتومبیل، ماشین

      car, خودرو، اتومبیل، ماشین
      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی مقدماتی

      مشاهده

      The car engine started making strange noises.

      موتور خودرو شروع به ایجاد صداهای عجیب کرد.

      He bought a new car.

      اتومبیل جدیدی را خرید.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Please don't park your car here.

      لطفاً ماشین خود را در اینجا پارک نکنید.

      noun countable

      واگن

      car, واگن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      هوش مصنوعی فست دیکشنری

      The passengers boarded the car and found their seats.

      مسافران سوار واگن شدند و صندلی‌های خود را پیدا کردند.

      The car carried a load of cattle to the livestock market.

      این واگن باری از احشام را به بازار دام منتقل کرد.

      noun countable

      قدیمی ارابه، کالسکه

      The king arrived at the palace in a grand car.

      پادشاه با ارابه‌ای بزرگ به قصر رسید.

      The horses pulled the car.

      اسب‌ها کالسکه را کشیدند.

      noun countable

      اتاقک (آسانسور)

      The car arrived on the twenty-fifth floor.

      اتاقک به طبقه‌ی بیست‌وپنجم رسید.

      He pressed the button and eagerly awaited the arrival of the car.

      دکمه را فشار داد و مشتاقانه منتظر آمدن اتاقک بود.

      noun countable

      نشستگاه (در بالن یا کشتی هوایی)

      The car of the airship held up to 50 passengers.

      نشستگاه کشتی هوایی تا پنجاه مسافر را در خود جای می‌داد.

      The sturdy construction of the car provided a safe and comfortable ride for all.

      ساختار مستحکم این نشستگاه سواری ایمن و راحت را برای همه فراهم می‌کرد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد car

      1. noun vehicle driven on streets
        Synonyms:
        auto automobile machine motorcar vehicle truck van wagon bus ride wheels sedan coupe convertible pickup jeep compact hatchback station wagon limousine roadster subcompact touring car bucket clunker heap jalopy junker wreck conveyance gas guzzler hardtop buggy

      Collocations

      car accident

      تصادف رانندگی، سانحه‌ی رانندگی، حادثه‌ی رانندگی

      car insurance

      بیمه‌ی اتومبیل

      car theft

      سرقت اتومبیل

      buffet car

      (راه آهن) واگن غذاخوری، رستوران قطار

      camera car

      خودرو دوربین‌دار

      Collocations بیشتر

      container car

      (راه آهن) واگن باری ویژه‌ی حمل کانتینر

      rotate the tires of a car

      تایرهای اتومبیل را عقب و جلو کردن

      سوال‌های رایج car

      معنی car به فارسی چی میشه؟

      کلمه "car" به معنای "خودرو" یا "ماشین" در زبان فارسی است و یکی از پرکاربردترین واژه‌ها در دنیای مدرن به شمار می‌رود. خودرو به عنوان وسیله‌ای نقلیه، نقش مهمی در زندگی روزمره و جابه‌جایی افراد و کالاها ایفا می‌کند. در ادامه به بررسی معانی، انواع، تاریخچه و نکات جالبی درباره خودرو خواهیم پرداخت.

      تاریخچه خودرو

      اولین خودروها در اواخر قرن نوزدهم میلادی اختراع شدند. اختراعات اولیه به صورت ماشین‌های بخاری بودند، اما با گذشت زمان و پیشرفت تکنولوژی، موتورهای احتراق داخلی جایگزین آنها شدند. یکی از اولین خودروهای تولید انبوه، مدل T فورد بود که در سال ۱۹۰۸ معرفی شد و به دلیل قیمت مناسب و سهولت استفاده، به سرعت محبوب شد.

      انواع خودروها

      خودروها به دسته‌های مختلفی تقسیم می‌شوند که هر کدام ویژگی‌های خاص خود را دارند:

      1. خودروهای سواری: این نوع خودروها برای جابه‌جایی افراد طراحی شده‌اند و معمولاً دارای چهار صندلی و فضای کافی برای بار هستند.

      2. خودروهای شاسی‌بلند (SUV): این خودروها به دلیل ارتفاع بیشتر و فضای داخلی بزرگ‌تر، برای سفرهای خانوادگی و خارج از جاده مناسب هستند.

      3. خودروهای برقی: با توجه به نیاز به کاهش آلودگی محیط زیست، خودروهای برقی به شدت مورد توجه قرار گرفته‌اند. این خودروها از باتری‌های الکتریکی برای تأمین انرژی استفاده می‌کنند و به طور کلی دوستدار محیط زیست هستند.

      4. خودروهای هاچ‌بک: این نوع خودروها با طراحی خاص خود، فضای بار بیشتری را فراهم می‌کنند و معمولاً برای خانواده‌ها و سفرهای روزمره مناسب هستند.

      نکات جالب درباره خودرو

      - ایمنی: خودروها به طور مداوم با استفاده از تکنولوژی‌های جدید، از جمله سیستم‌های ترمز پیشرفته و سیستم‌های هشدار تصادف، بهبود می‌یابند تا ایمنی بیشتری را برای رانندگان و سرنشینان فراهم کنند.

      - خودروهای خودران: یکی از پیشرفت‌های اخیر در صنعت خودرو، توسعه خودروهای خودران است که با استفاده از سنسورها و نرم‌افزارهای پیچیده، قادر به حرکت بدون نیاز به راننده هستند.

      - محیط زیست: با افزایش نگرانی‌ها در مورد آلودگی هوا و تغییرات اقلیمی، خودروهای هیبریدی و برقی به عنوان گزینه‌های سبزتر در نظر گرفته می‌شوند. این خودروها به کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای کمک می‌کنند.

      - فرهنگ خودرو: خودروها نه تنها وسیله‌ای برای جابه‌جایی هستند، بلکه به بخشی از فرهنگ و سبک زندگی مردم تبدیل شده‌اند. نمایشگاه‌های خودرو، مسابقات اتومبیل‌رانی و فرهنگ‌سازی درباره خودرو، همگی نمونه‌هایی از این تأثیر هستند.

      شکل جمع car چی میشه؟

      شکل جمع car در زبان انگلیسی cars است.

      ارجاع به لغت car

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «car» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۴ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/car

      لغات نزدیک car

      • - capulet
      • - capybara
      • - car
      • - car accident
      • - car coat
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      on top orbit otis paris petrol establish pointed face predictable probably punctate real-time wash blind side unscramble convey دلخوشی دلربا دلشوره دلهره دلپسند دل‌درد دما دندان‌درد دو امدادی دوباره سنجی دوبل درددل کردن درس عبرت درست حدس زدن درس گرفتن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.