آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۹ اردیبهشت ۱۴۰۳

      Van

      væn væn

      گذشته‌ی ساده:

      vanned

      شکل سوم:

      vanned

      سوم‌شخص مفرد:

      vans

      وجه وصفی حال:

      vanning

      شکل جمع:

      vans

      معنی van | جمله با van

      noun countable B1

      وانت سرپوشیده (نوعی وسیله‌ی نقلیه‌ی جاده‌ای با اندازه‌ی متوسط به‌ویژه برای حمل کالا)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

      مشاهده

      The company uses a white van to transport packages.

      این شرکت از وانت سرپوشیده برای حمل بسته‌ها استفاده می‌کند.

      The van was filled with tools.

      وانت سرپوشیده پر از ابزار بود.

      noun countable

      انگلیسی آمریکایی ون (نوعی خودرو برای حمل‌ونقل افراد که بیشتر از خودروی معمولی ظرفیت دارد)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری

      The tour guide drove the van full of tourists to all the famous landmarks in the city.

      راهنمای تور با ون پر از گردشگر به تمام نقاط دیدنی شهر رفت.

      The van took the team to the game.

      ون تیم را برای بازی برد.

      noun countable informal

      انگلیسی بریتانیایی (نظامی) پیش‌قراول، جلودار

      The van launched a surprise attack on the enemy camp.

      پیش‌قراول حمله‌ی غافلگیرانه‌ای به اردوگاه دشمن انجام داد.

      The van bravely faced the enemy forces.

      جلودار با شجاعت با نیروهای دشمن مقابله کرد.

      noun countable

      انگلیسی بریتانیایی واگن باری (در راه‌آهن)

      The van was packed full of luggage and supplies for the long journey ahead.

      واگن باری پر از چمدان و وسایل برای سفر طولانی پیش‌رو بود.

      The crew worked diligently to load and unload the van at each station.

      خدمه برای بارگیری و تخلیه‌ی واگن باری در هر ایستگاه سخت تلاش کردند.

      verb - transitive

      با وانت حمل کردن (سرپوشیده)

      We need to van all the equipment to the event venue.

      باید تمام تجهیزات را با وانت به محل برگزاری رویداد حمل کنیم.

      Can you van these packages to the post office for me?

      آیا می‌توانید این بسته‌ها را برای من با وانت به اداره‌ی پست ببرید؟

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد van

      1. noun a camper equipped with living quarters
        Synonyms:
        camper trailer vehicle truck wagon rv cart lorry (British) delivery truck small truck recreational-vehicle caravan lead vanguard avant-garde new-wave
      1. noun the leading units moving at the head of an army
        Synonyms:
        vanguard

      سوال‌های رایج van

      گذشته‌ی ساده van چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده van در زبان انگلیسی vanned است.

      شکل سوم van چی میشه؟

      شکل سوم van در زبان انگلیسی vanned است.

      شکل جمع van چی میشه؟

      شکل جمع van در زبان انگلیسی vans است.

      وجه وصفی حال van چی میشه؟

      وجه وصفی حال van در زبان انگلیسی vanning است.

      سوم‌شخص مفرد van چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد van در زبان انگلیسی vans است.

      ارجاع به لغت van

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «van» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/van

      لغات نزدیک van

      • - vampire bat
      • - vampirism
      • - van
      • - van allen radiation belt
      • - van buren
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      appalachian tea mixture niche electroencephalogram eschewal hyperbolism horsepox northwestwardly jollification heulandite paullownia reveal a talent Ridiculously small substantial number (of) grind اجازه‌ی عبور کارت وفاداری صافی فخر فروختن کمپوت گل لاله گوجه‌سبز عابر پیاده روزمره روز رستاخیز روستا رژگونه رژیمی زبان عبری زمان کوتاه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.