آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۲۸ آذر ۱۴۰۴

    Semi

    ˈsemi ˈsemi

    شکل جمع:

    semis

    معنی semi | جمله با semi

    noun countable

    ورزش مرحله‌ی نیمه‌نهایی

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی ورزش

    مشاهده

    The team lost in the semis but still performed well.

    تیم در مرحله‌ی نیمه‌نهایی شکست خورد اما هنوز عملکرد خوبی داشت.

    Fans are excited to see the semis this weekend.

    هواداران هیجان‌زده‌اند تا بازی‌های نیمه‌نهایی این آخرهفته را ببینند.

    noun countable

    انگلیسی بریتانیایی خانه‌ی نیمه‌متصل، خانه‌ی نیمه‌جدا

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    فست دیکشنری در اینستاگرام

    A semi shares one wall with the neighboring house.

    خانه‌ی نیمه‌جدا، دیواری مشترک با خانه‌ی همسایه دارد.

    The semi is more affordable than a fully detached house.

    این خانه‌ی نیمه‌متصل نسبت به خانه‌ی کاملاً جدا، ارزان‌تر است.

    noun countable

    انگلیسی آمریکایی تریلر، تریلی

    در انگلیسی بریتانیایی از articulated lorry استفاده می‌شود.

    Semis are essential for long-distance freight transport.

    تریلی‌ها برای حمل‌ونقل طولانی‌مدت کالا ضروری هستند.

    The highway was full of semis transporting goods between cities.

    بزرگراه پر از تریلرهایی بود که کالاها را بین شهرها حمل می‌کردند.

    prefix

    (-semi) نیم، نیمه، نصف

    He is semi-literate and struggles with reading long texts.

    او نیمه‌‌باسواد است و در خواندن متون طولانی مشکل دارد.

    The patient was semiconscious after the accident.

    پس‌از حادثه، بیمار نیمه‌هشیار بود.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد semi

    1. noun a trailer having wheels only in the rear; the front is supported by the towing vehicle
      Synonyms:
      trailer-truck rig tractor-trailer semitrailer trucking rig articulated-lorry
    1. noun one of the two competitions in the next to the last round of an elimination tournament
      Synonyms:
      semifinal

    سوال‌های رایج semi

    شکل جمع semi چی میشه؟

    شکل جمع semi در زبان انگلیسی semis است.

    ارجاع به لغت semi

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «semi» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/semi

    لغات نزدیک semi

    • - semestral
    • - semestrial
    • - semi
    • - semi automatic
    • - semi centennial
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    possessed provide for your family puddle quite a bit quite a few rapport rather than real-life ranch concert complexion credibility cottage cheese disappear sinusoidal اهتزاز فاحش وقار موقر مزایده تکثیر منزه عایدی مغبون غنیمت چلاق چلغوز قاچ قرائت قرعه
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.