آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ شهریور ۱۴۰۵

      Hoist

      hɔɪst hɔɪst

      گذشته‌ی ساده:

      hoisted

      شکل سوم:

      hoisted

      سوم‌شخص مفرد:

      hoists

      وجه وصفی حال:

      hoisting

      توضیحات:

      همچنین می‌توان از hoise به‌ جای hoist استفاده کرد.

      معنی hoist | جمله با hoist

      verb - transitive B2

      بالا بردن، بلند کردن (با طناب یا دستگاه)

      بهبود گرامر با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · رفع خطاهای گرامری و نشانه‌گذاری
      امتحان کن

      The construction crew utilized a specialized crane to hoist the prefabricated wall sections into place on the building's facade.

      تیم ساخت‌وساز از یک جرثقیل تخصصی برای بالا بردن بخش‌های دیوار پیش‌ساخته به محل خود در نمای ساختمان استفاده کرد.

      They hoisted him onto the ambulance.

      او را بلند کردند و در آمبولانس گذاشتند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      They hoisted the cargo aboard the ship.

      محموله را به کشتی (بالا) کشیدند.

      noun countable

      بالابر، بالاکش، افرازگر، فرازبر، سنگین‌کش (وسیله‌ای برای بالا بردن یا بلند کردن)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تصحیح آیلتس

      In modern logistics and warehousing, the efficient operation of a hydraulic hoist is paramount for optimizing material handling and reducing manual labor.

      در توشه‌آمایی و انبارداری مدرن، عملکرد کارآمد یک بالابر هیدرولیک برای بهینه‌سازی جابه‌جایی مواد و کاهش نیروی کار دستی بسیار مهم است.

      The construction workers needed a powerful hoist to raise the steel beams to the top floor.

      کارگران ساختمانی به یک بالابر قدرتمند نیاز داشتند تا تیرهای فولادی را به طبقه‌ی بالا ببرند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      an electric hoist

      فرازبر برقی

      verb - transitive

      افزایش دادن

      They plan to hoist the price of their premium service next month.

      آن‌ها قصد دارند قیمت خدمات ویژه‌ی خود را ماه آینده افزایش دهند.

      The recent policy adjustments are projected to hoist the national GDP by a significant margin, contributing to overall economic stability.

      پیش‌بینی می‌شود تعدیلات اخیر سیاست‌گذاری، تولید ناخالص داخلی کشور را به میزان قابل توجهی افزایش دهد و به ثبات کلی اقتصادی کمک کند.

      noun countable

      افزایش

      The recent hoist in fuel prices has impacted many households.

      افزایش اخیر قیمت سوخت بر بسیاری از خانوارها تأثیر گذاشته است.

      The economic report indicates a modest hoist in the national GDP for the previous quarter, signaling potential recovery.

      گزارش اقتصادی نشان‌دهنده‌ی افزایش متوسطی در تولید ناخالص داخلی کشور برای سه‌ماهه‌ی گذشته است که نشانه‌ای از بهبود احتمالی است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Experts predict a substantial hoist in global energy demand over the next decade, necessitating significant investments in renewable energy sources.

      کارشناسان افزایش قابل توجهی در تقاضای جهانی انرژی را طی دهه‌ی آینده پیش‌بینی می‌کنند که مستلزم سرمایه‌گذاری‌های قابل توجهی در منابع انرژی تجدیدپذیر است.

      verb - transitive B2

      برافراشتن (پرچم یا بادبان)

      The historical records indicate that the explorers would hoist a new flag upon claiming uncharted territories.

      سوابق تاریخی نشان می‌دهد که کاشفان برای ادعای سرزمین‌های ناشناخته، پرچم جدیدی را برافراشتند.

      to hoist all sails

      همه‌ی بادبان‌ها را برافراشتن

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      hoisted flags

      پرچم‌های افراشته

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد hoist

      1. verb lift
        Synonyms:
        raise pick up elevate heave take up uplift erect rear uphold upraise uprear
        Antonyms:
        lower drop hold down fall push
      1. noun an instance of lifting or being lifted
        Synonyms:
        lift crane boost heave derrick
      1. verb to move (something) to a higher position
        Synonyms:
        boost elevate heave lift pick up raise rear take up uphold uplift upraise uprear
      1. verb lift
        Synonyms:
        lift raise winch davit boost crane windlass derrick run up pull-up elevate heave jack setup uplift wind
        Antonyms:
        lower push hold down drop fall
      1. verb to raise or haul up, often with the help of a mechanical apparatus.
        Synonyms:
        lift

      Idioms

      hoist with one's own petard

      توطئه‌ی کسی را بر ضد خودش به کار بردن، با طناب خودش به ته چاه رفتن

      سوال‌های رایج hoist

      گذشته‌ی ساده hoist چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده hoist در زبان انگلیسی hoisted است.

      شکل سوم hoist چی میشه؟

      شکل سوم hoist در زبان انگلیسی hoisted است.

      وجه وصفی حال hoist چی میشه؟

      وجه وصفی حال hoist در زبان انگلیسی hoisting است.

      سوم‌شخص مفرد hoist چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد hoist در زبان انگلیسی hoists است.

      ارجاع به لغت hoist

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «hoist» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/hoist

      لغات نزدیک hoist

      • - hoicks
      • - hoisin sauce
      • - hoist
      • - hoist with one's own petard
      • - hoity-toity
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      تفاوت am و pm چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      headwind cablet lime-twig acyclic bread mold regional center outbid uniplanar Benue danseuse gameness pentosan overdress inside joke why not سپتامبر سوغاتی سوغات شمع اردیبهشت سوت فروردین بودن ادویه پیوسته نیل قالب طفل غرور گنجینه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.