آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۷ شهریور ۱۴۰۴

      Convey

      kənˈveɪ kənˈveɪ

      گذشته‌ی ساده:

      conveyed

      شکل سوم:

      conveyed

      سوم‌شخص مفرد:

      conveys

      وجه وصفی حال:

      conveying

      معنی convey | جمله با convey

      verb - transitive formal C1

      منتقل کردن، بیان کردن، رساندن، ابراز کردن، القا کردن (پیام، احساس، منظور)

      سطح لغات انگلیسیت رو بسنج آزمون فست‌دیکشنری · ۳۰ سوال · رایگان
      شروع تست

      This word does not convey your meaning.

      این واژه، معنی مورد‌نظر شما را نمی‌رساند.

      The article conveyed the impression that he would resign.

      مقاله حاکی از این بود که او استعفا خواهد داد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      the message conveyed by her words...

      پیامی که از کلمات او دریافت می‌شد...

      Convey my greetings to him.

      سلام مرا به او برسانید.

      verb - transitive

      منتقل کردن، حمل کردن، بردن، رساندن، جابه‌جا کردن، انتقال دادن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تصحیح آیلتس

      The nurses conveyed the wounded to the operating room.

      پرستاران زخمی‌ها را به اتاق عمل بردند.

      Pipelines convey water from the reservoir to the city.

      لوله‌ها، آب را از مخزن به شهر منتقل می‌کنند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      A chimney conveys smoke to the outside.

      دود هنج (یا لوله‌ی بخاری) دود را به خارج می‌برد.

      The media quickly conveyed the news.

      رسانه‌ها خبر را به‌سرعت انتقال دادند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد convey

      1. verb transport
        Synonyms:
        carry move send transfer bring forward transmit conduct dispatch fetch support bear lead guide grant channel funnel pipe truck ferry tote pack ride lug shoulder back traject siphon hump schlepp
        Antonyms:
        keep hold retain maintain
      1. verb express message
        Synonyms:
        tell communicate send express relate impart transmit pass on reveal disclose make known carry project put across conduct break
        Antonyms:
        withhold keep secret refrain

      سوال‌های رایج convey

      گذشته‌ی ساده convey چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده convey در زبان انگلیسی conveyed است.

      شکل سوم convey چی میشه؟

      شکل سوم convey در زبان انگلیسی conveyed است.

      وجه وصفی حال convey چی میشه؟

      وجه وصفی حال convey در زبان انگلیسی conveying است.

      سوم‌شخص مفرد convey چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد convey در زبان انگلیسی conveys است.

      ارجاع به لغت convey

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «convey» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/convey

      لغات نزدیک convey

      • - convexo-concave
      • - convexo-convex
      • - convey
      • - conveyance
      • - conveyancing
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      تفاوت am و pm چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      headwind cablet lime-twig acyclic bread mold regional center outbid uniplanar Benue danseuse gameness pentosan overdress inside joke why not سپتامبر سوغاتی سوغات شمع اردیبهشت سوت فروردین بودن ادویه پیوسته نیل قالب طفل غرور گنجینه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.