آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۷ دی ۱۴۰۲

      Enthusiasm

      ɪnˈθuːziæzm ɪnˈθjuːziæzm

      شکل جمع:

      enthusiasms

      معنی enthusiasm | جمله با enthusiasm

      noun uncountable B2

      شور و ذوق، وجد و سرور، اشتیاق، ذوق و شوق، هواخواهی

      Her enthusiasm made everyone else interested.

      اشتیاق او همه را علاقه‌مند کرد.

      The play aroused his enthusiasm.

      نمایش او را سر شوق آورد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      They supported the party's candidate with enthusiasm.

      آن‌ها با اشتیاق از نامزد حزب حمایت کردند.

      noun countable

      علاقه‌ی زیاد (به چیزی یا موضوعی)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام

      Music is Iraj's greatest enthusiasm.

      موسیقی بزرگترین علاقه‌ی ایرج است.

      One of her greatest enthusiasms was yoga.

      یکی از بزرگترین علاقه‌های او یوگا بود.

      noun

      الهام الهی، وحی الهی

      The pastor's enthusiasm was evident in his passionate sermons.

      الهام الهی کشیش در موعظه‌های احساسی او آشکار بود.

      Their enthusiasms brought them together as a community of believers.

      الهامات الهی‌شان، آن‌ها را به‌عنوان جامعه‌ای از مؤمنان گرد هم آورد.

      noun

      تعصب مذهبی

      His enthusiasms made him blind to any other perspective.

      تعصبات مذهبی او را نسبت به هر دیدگاه دیگری کور می‌کرد.

      The leader of the cult used his enthusiasms to manipulate his followers into extreme actions.

      رهبر فرقه با استفاده از تعصبات مذهبی‌اش، پیروان خود را به اقدامات افراطی سوق داد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد enthusiasm

      1. noun keen interest, excitement
        Synonyms:
        interest eagerness excitement passion feeling emotion devotion energy fervor warmth zeal joy intensity life fire spirit keenness activity ardor relish glow craze mania heat dash pep verve vim ardency conviction snap frenzy ecstasy zest joyfulness exhilaration flare élan mirth fury hobby vivacity vehemence zealousness gaiety nerve impetuosity transport oomph fieriness red heat orgasm
        Antonyms:
        indifference apathy doubt coldness coolness lethargy weariness aloofness pessimism

      Collocations

      show enthusiasm for something

      شورنمایی کردن برای چیزی، ذوق و شوق نشان دادن برای چیزی، اشتیاق نشان دادن

      لغات هم‌خانواده enthusiasm

      noun
      enthusiasm, enthusiast
      adjective
      enthusiastic
      verb - transitive
      enthuse
      adverb
      enthusiastically

      سوال‌های رایج enthusiasm

      شکل جمع enthusiasm چی میشه؟

      شکل جمع enthusiasm در زبان انگلیسی enthusiasms است.

      ارجاع به لغت enthusiasm

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «enthusiasm» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۴ فروردین ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/enthusiasm

      لغات نزدیک enthusiasm

      • - enthronement
      • - enthuse
      • - enthusiasm
      • - enthusiast
      • - enthusiastic
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      mistletoe moccasin mockery modular more often than not move off move up the ladder much ado about nothing multiculturalism munich muralist mustn't naples nappa neat and tidy نعمت‌الله نوازش کردن ها واقعیت توری پاکستان پرده‌کرکره پزشک خانواده پزشک قانونی پلاک خودرو چیست کاغذروغنی کت‌وشلوار زنانه کره‌ی زمین کرواسی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.