Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۵ فروردین ۱۴۰۳

      Fury

      ˈfjʊri ˈfjʊəri

      شکل جمع:

      furies

      معنی fury | جمله با fury

      noun singular uncountable C2

      خشم، عصبانیت (شدید)

      He threw the glass at me in fury.

      با خشم شدید لیوان را به طرفم پرت کرد.

      Nothing could abate his fury.

      هیچ‌چیز عصبانیت او را فرونمی‌نشاند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The Sound and the Fury is a novel by the American author William Faulkner.

      خشم و هیاهو رمانی نوشته‌ی ویلیام فاکنر، نویسنده‌ی آمریکایی، است.

      noun countable

      (اساطیر یونان) الهه‌ی انتقام (با F بزرگ)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

      The townspeople feared the wrath of the Fury for their crimes against the innocent.

      مردم شهر از خشم الهه‌ی انتقام به خاطر جنایاتشان علیه بی‌گناهان می‌ترسیدند.

      It is said that those who anger the fury will face a terrible fate.

      گفته می‌شود کسانی که الهه‌ی انتقام را عصبانی می‌کنند با سرنوشتی وحشتناک روبه‌رو خواهند شد.

      noun countable

      روح انتقام‌جو

      To cross paths with the fury was to meet a fate worse than death.

      تقابل با روح انتقام‌جو به معنای مواجهه با سرنوشتی بدتر از مرگ بود.

      The fury's presence was felt in every shadow.

      حضور روح انتقام‌جو در هر سایه‌ای احساس می‌شد.

      noun countable

      زن کینه‌توز

      The fury insulted.

      زن کینه‌توز بی‌احترامی کرد.

      It's best to steer clear of a spiteful woman's sharp tongue.

      بهتر است از زبان تندوتیز زن کینه‌توز دوری کنید.

      noun

      شدت، خشونت، خشم (باد و طوفان و غیره)

      the fury of the wind

      شدت باد

      This year, too, nature's fury was unleashed on the people of Bangladesh.

      امسال هم، خشم طبیعت، دامن‌گیر مردم بنگلادش شد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد fury

      1. noun anger, wrath
        Synonyms:
        rage ire indignation wrath passion ferocity violence acerbity acrimony frenzy fire force intensity might power savagery severity storm turbulence madness flare-up rise sore stew vehemence asperity boiling point conniption impetuosity rampancy slow burn tempestuousness rabidity
        Antonyms:
        peace calm happiness

      Collocations

      in a fury

      با نهایت خشم، با غیظ و اعراض

      Idioms

      like fury

      (عامیانه) دیوانه‌وار، به‌شدت تمام

      سوال‌های رایج fury

      شکل جمع fury چی میشه؟

      شکل جمع fury در زبان انگلیسی furies است.

      ارجاع به لغت fury

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «fury» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/fury

      لغات نزدیک fury

      • - furuncular
      • - furunculosis
      • - fury
      • - furze
      • - fusain
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      duress during economics ecstasy Eden representational repulsive rivet room and board room interviewer rush hour saggy salon satchel خودسرانه خوش قول خوشبخت شدن خوشنویسی خون‌آشام دائم‌الخمر داخل دادخواهی دادنامه دادگاه داستان بلند دانستن دانش دانشجوی پزشکی امور
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.