آیکن بنر

رایتینگ آیلتس رو خودت با فست‌دیکشنری تصحیح کن

رایتینگ آیلتس رو با فست‌دیکشنری تصحیح کن

رایگان تست کن
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۹ آذر ۱۴۰۲

      Violence

      ˈvaɪələns ˈvaɪələns

      شکل جمع:

      violences

      معنی violence | جمله با violence

      noun uncountable B2

      خشونت، تندی، سختی، غصب، اُشتُلُم، بی‌حرمتی، لطمه

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

      مشاهده
      بازنویسی با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · بازنویسی متن با حفظ معنا
      امتحان کن

      acts of violence

      اعمال خشونت‌آمیز

      They threaten us with violence.

      آنان ما را تهدید به خشونت می‌کنند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      the strikers' increasing violence

      خشونت فزاینده‌ی اعتصاب‌کنندگان

      Thirty people were killed in the violence.

      در آن آشوب سی نفر کشته شدند.

      Some movies contain too much sex and violence.

      برخی از فیلم‌ها دارای صحنه‌های سکسی و خشونت بیش‌از‌حد است.

      Those ugly tall buildings do violence to the beauty of Esfahan.

      آن ساختمان‌های زشت و بلند به زیبایی اصفهان لطمه می‌زنند.

      noun uncountable

      شدت، زور

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ‫بازنویسی‬ با هوش مصنوعی

      The wind blew with great violence.

      باد به‌شدت زیاد می‌وزید.

      the violence of the explosion

      شدت انفجار

      noun uncountable

      (متن یا معنی و غیره) مسخ‌سازی، دستکاری (زیانبخش)

      to do violence to a text

      متن را دستکاری کردن

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد violence

      1. noun extreme force, intensity
        Synonyms:
        power intensity force attack struggle disturbance confusion fury passion severity ferocity brutality cruelty savagery tumult uproar coercion compulsion constraint acuteness fierceness harshness roughness turbulence vehemence wildness onslaught bloodshed fighting raging storm fuss rampage clash disorder frenzy duress flap rumble storminess abandon assault foul play ruckus sharpness destructiveness terrorism murderousness bestiality brute force blowup fervor
        Antonyms:
        peace peacefulness passivity

      Collocations

      do violence to

      آسیب رساندن، زیان رساندن، صدمه زدن

      لغات هم‌خانواده violence

      noun
      violence, violator, violation
      adjective
      violent
      verb - transitive
      violate
      adverb
      violently

      سوال‌های رایج violence

      شکل جمع violence چی میشه؟

      شکل جمع violence در زبان انگلیسی violences است.

      ارجاع به لغت violence

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «violence» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۸ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/violence

      لغات نزدیک violence

      • - violation
      • - violator
      • - violence
      • - violence erupts
      • - violence escalates
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت community و society چیست؟

      تفاوت wizard و witch چیست؟

      تفاوت among و between چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      flyweight formlessness fourteener gauge valve hoopoe lapwing formula cocoon Zimbabwe gold vibe coding aura farming biohacking agentic arise upset توت‌فرنگی شاق ذن کارگزار کاهلی مبصر ایستادن پیام هم‌خانواده بودن برس مو بربر نانوایی نحل خواهی‌نخواهی رادی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.