رابطهی جنسی با حیوانات، سکس با حیوانات
He was arrested after being accused of bestiality on the farm.
پساز متهم شدن به سکس با حیوانات در مزرعه بازداشت شد.
Religious teachings in many cultures strongly condemn bestiality.
تعالیم دینی در بسیاری از فرهنگها، رابطهی جنسی با حیوانات را بهشدت محکوم میکنند.
وحشیگری، درندگی، قساوت، جانورخویی، ددمنشی، حیوانصفتی
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
History records many moments of human bestiality in times of chaos.
تاریخ، لحظات بسیاری از وحشیگری انسانها در دوران آشوب را ثبت کرده است.
She considered love the worst kind of bestiality.
او عشق را بدترین نوع ددمنشی میپنداشت.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «bestiality» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۸ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/bestiality