آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۷ دی ۱۴۰۴

      Confusion

      kənˈfjuːʒn kənˈfjuːʒn

      شکل جمع:

      confusions

      معنی confusion | جمله با confusion

      noun countable uncountable B2

      سردرگمی، گیجی، ابهام، آشفتگی ذهنی، پریشانی

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی فوق متوسط

      مشاهده

      His repeated questions increased my confusion.

      پرسش‌های مکرر او سردرگمی مرا بیشتر کرد.

      He looked around in confusion, not knowing where to go.

      او با گیجی به اطراف نگاه کرد و نمی‌دانست کجا برود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      I saw to my confusion that I did not have money for the cab.

      با دستپاچگی ملتفت شدم که پول تاکسی را ندارم.

      noun uncountable B2

      هرج‌ومرج، آشفتگی، سرگردانی، شلوغی گیج‌کننده، بی‌نظمی

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام

      After the shooting, the meeting was drowned in noise and confusion.

      پس‌از تیراندازی، جلسه در شلوغی و هرج‌ومرج غرق شد.

      The sudden fire alarm caused confusion among the students in the building.

      زنگ هشدار ناگهانی باعث آشفتگی دانش‌آموزان در ساختمان شد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      My confusion of the neighbor for the mailman embarrassed me.

      عوضی گرفتن همسایه به جای پستچی مرا خجل کرد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد confusion

      1. noun disorientation
        Synonyms:
        bewilderment disorientation puzzlement embarrassment agitation perturbation distraction commotion turmoil tumult stirring up upsetting disturbing fluster befuddlement addling mixup embroiling tangling cluttering disarranging obscuring blurring chagrin discomfiture demoralization befuddling bemusement perplexing confounding dumbfounding unsettling abashment abashing stew dither flap lather pother mystification embarrassing discomfiting
        Antonyms:
        order organization clarity orientation sense
      1. noun disoriented state
        Synonyms:
        trouble mess disarray commotion stir turmoil ado difficulty jumble chaos disorganization racket tumult uproar fracas daze discomposure distraction perturbation complication fog tangle surprise anarchy clutter shambles complexity emotional upset consternation mistake haze stupefaction pandemonium riot row ferment wilderness labyrinth imbroglio mystification dislocation bustle abashment intricacy hodge-podge
        Antonyms:
        order clarity organization composure calm system method orientation

      Collocations

      state of confusion

      وضعیت سردرگمی/گیجی

      clear up confusion

      رفع ابهام/سردرگمی

      Idioms

      covered with confusion

      شرمسار، بسیار خجل

      لغات هم‌خانواده confusion

      noun
      confusion
      adjective
      confused, confusing
      verb - transitive
      confuse
      adverb
      confusedly, confusingly

      سوال‌های رایج confusion

      شکل جمع confusion چی میشه؟

      شکل جمع confusion در زبان انگلیسی confusions است.

      ارجاع به لغت confusion

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «confusion» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/confusion

      لغات نزدیک confusion

      • - confusing
      • - confusingly
      • - confusion
      • - confutation
      • - confute
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      sweat NES regimented old-womanish flashing critical mass roentgenize ladybird ladybug jackal jawline forge indent convert light دوره آموزشی دورهمی دوست داشتنی دوست قدیمی دوشیدن دکتر داروساز دیدن دیروقت دیشب دیوار ذوق کردن راست گفتن راه راکد رخت
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.