شکل جمع:
confusionsسردرگمی، گیجی، ابهام، آشفتگی ذهنی، پریشانی
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی کاربردی فوق متوسط
His repeated questions increased my confusion.
پرسشهای مکرر او سردرگمی مرا بیشتر کرد.
He looked around in confusion, not knowing where to go.
او با گیجی به اطراف نگاه کرد و نمیدانست کجا برود.
I saw to my confusion that I did not have money for the cab.
با دستپاچگی ملتفت شدم که پول تاکسی را ندارم.
هرجومرج، آشفتگی، سرگردانی، شلوغی گیجکننده، بینظمی
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
After the shooting, the meeting was drowned in noise and confusion.
پساز تیراندازی، جلسه در شلوغی و هرجومرج غرق شد.
The sudden fire alarm caused confusion among the students in the building.
زنگ هشدار ناگهانی باعث آشفتگی دانشآموزان در ساختمان شد.
My confusion of the neighbor for the mailman embarrassed me.
عوضی گرفتن همسایه به جای پستچی مرا خجل کرد.
وضعیت سردرگمی/گیجی
رفع ابهام/سردرگمی
شرمسار، بسیار خجل
شکل جمع confusion در زبان انگلیسی confusions است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «confusion» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/confusion