شکل جمع:
embarrassmentsشرمساری، خجالت، سرافکندگی، شرمندگی
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Her sudden laughter in the serious meeting caused embarrassment.
خندهی ناگهانی او در جلسهی جدی، باعث شرمساری شد.
Losing the match in front of the crowd was a great embarrassment for him.
باختن در مسابقه در حضور جمعیت، برای او سرافکندگی بزرگی بود.
his embarrassment at breaking the host's expensive glass
شرمندگی او از شکستن لیوان قیمتی صاحبخانه
Financial embarrassment was chronic in our family.
گرفتاری مالی در خانوادهی ما مزمن بود.
respiratory embarrassment
اشکال تنفسی
cheeks burn with embarrassment
گونه ها از خجالت سرخ شدن
باعث خجالت/شرمساری شدن
شکل جمع embarrassment در زبان انگلیسی embarrassments است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «embarrassment» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۲ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/embarrassment