آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟ تفاوت deflation و inflation چیست؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۱ شهریور ۱۴۰۳

      Embarrass

      ɪmˈbærəs ɪmˈbærəs

      گذشته‌ی ساده:

      embarrassed

      شکل سوم:

      embarrassed

      سوم‌شخص مفرد:

      embarrasses

      وجه وصفی حال:

      embarrassing

      معنی embarrass | جمله با embarrass

      verb - intransitive verb - transitive C2

      شرمنده کردن یا شدن، خجالت دادن یا کشیدن، خجالت‌زده کردن یا شدن، برآشفتن، شرمسار کردن یا شدن، شرمگین کردن یا شدن

      تصحیح رایتینگ آیلتس با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · نمره‌ی چهار معیار رسمی آیلتس
      امتحان کن

      He embarrasses when he receives compliments.

      وقتی از او تعریف می‌کنند، خجالت می‌کشد.

      Don't embarrass the child in front of the guests!

      بچه را جلوی مهمانان خجالت نده!

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Any mention of sexual matters embarrassed him tremendously.

      هرگونه اشاره به امور جنسی او را سخت شرمگین می‌کرد.

      He was embarrassed to undress even in front of his own father.

      او از لخت شدن حتی جلوی پدر خودش هم خجالت می‌کشید.

      to be embarrassed

      خجالت کشیدن

      They embarrassed when their secret was revealed to everyone.

      وقتی رازشان برای همگی برملا شد، خجالت کشیدند.

      I was too embarrassed to ask him for money.

      خجالت کشیدم از او پول بخواهم.

      verb - transitive

      کند کردن، دارای اشکال کردن، مشکل کردن، مانع شدن، پاگیر شدن، به تاخیر انداختن، سد راه شدن، مختل کردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      اشتراک فست دیکشنری

      The lack of a car embarrassed our freedom of movement.

      نداشتن ماشین رفت‌وآمد ما را مختل کرد.

      Spring rains embarrassed the advance of the enemy.

      باران‌های بهاری پیشرفت دشمن را کند کرد.

      verb - transitive

      بدهکار کردن، مقروض کردن، دچار مشکل مالی کردن

      Heavy gambling losses embarrassed him for years.

      باخت‌های سنگین در قمار او را برای سال‌ها بدهکار کرد.

      As a result of war, all transactions among individuals were embarrassed.

      در اثر جنگ کلیه‌ی دادوستدهای بین افراد دچار اشکال شد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد embarrass

      1. verb cause mental discomfort
        Synonyms:
        annoy bother disturb upset confuse perplex puzzle faze rattle fluster distress agitate disconcert discompose perturb irk tease plague abash shame mortify discomfit bewilder dumbfound nonplus distract stun hang up throw chagrin discountenance put on the spot put in a spot put out of countenance give a hard time give a bad time bug throw into a tizzy let down show up put in a hole make a monkey of catch one short
        Antonyms:
        please comfort help gladden

      لغات هم‌خانواده embarrass

      noun
      embarrassment
      adjective
      embarrassed, embarrassing
      verb - transitive
      embarrass
      adverb
      embarrassingly

      سوال‌های رایج embarrass

      گذشته‌ی ساده embarrass چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده embarrass در زبان انگلیسی embarrassed است.

      شکل سوم embarrass چی میشه؟

      شکل سوم embarrass در زبان انگلیسی embarrassed است.

      وجه وصفی حال embarrass چی میشه؟

      وجه وصفی حال embarrass در زبان انگلیسی embarrassing است.

      سوم‌شخص مفرد embarrass چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد embarrass در زبان انگلیسی embarrasses است.

      ارجاع به لغت embarrass

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «embarrass» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/embarrass

      لغات نزدیک embarrass

      • - embarkation
      • - embarras de richesses
      • - embarrass
      • - embarrassable
      • - embarrassed
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      تفاوت deflation و inflation چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      hemi hydr hydro nitro Sino- steno Very light tomentose tramroad thermometric southernwood snail darter skelton stone suf تحسین‌آمیز مهار کردن شیروخورشید کاستن جلوگیری کردن دیپلمات دیپلماتیک رونق سوسیالیسم سوسیال دموکرات فاشیسم مانده منتفی آفند آفندی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.