آیکن بنر

سطح‌بندی CEFR در فست دیکشنری

سطح‌بندی CEFR در فست دیکشنری

مشاهده
خرید اشتراک
آخرین به‌روزرسانی:

Discomfit

dɪsˈkʌmfɪt dɪsˈkʌmfɪt

معنی discomfit | جمله با discomfit

verb - transitive

خنثی کردن، ایجاد اشکال کردن، دچار مانع کردن، ناراحت کردن، بطلان

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

هوش مصنوعی فست دیکشنری

Completely discomfited, the robbers fled the scene.

راهزنان که کاملاً ناکام شده بودند، از صحنه فرار کردند.

She was completely discomfited by the unexpected question.

آن پرسش غیرمنتظره به‌طور کامل او را پکر کرد.

پیشنهاد بهبود معانی

انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد discomfit

ارجاع به لغت discomfit

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «discomfit» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ آذر ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/discomfit

لغات نزدیک discomfit

پیشنهاد بهبود معانی