گذشتهی ساده:
discombobulatedشکل سوم:
discombobulatedسومشخص مفرد:
discombobulatesوجه وصفی حال:
discombobulatingروانشناسی سلامت روان عامیانه سردرگم کردن، گیج کردن، مغشوش کردن، درهموبرهم کردن، مختل کردن
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی سلامت روان
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The sudden change in plans completely discombobulated me, and I didn’t know what to do next.
تغییر ناگهانی در برنامهها کاملاً مرا گیج کرد و نمیدانستم بعداً چه کار کنم.
The complex instructions discombobulated the new employees during their first day at work.
دستورالعملهای پیچیده در روز اول کار، کارکنان جدید را سردرگم کرد.
گذشتهی ساده discombobulate در زبان انگلیسی discombobulated است.
شکل سوم discombobulate در زبان انگلیسی discombobulated است.
وجه وصفی حال discombobulate در زبان انگلیسی discombobulating است.
سومشخص مفرد discombobulate در زبان انگلیسی discombobulates است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «discombobulate» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/discombobulate