آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Dizzy

      ˈdɪzi ˈdɪzi

      گذشته‌ی ساده:

      dizzied

      شکل سوم:

      dizzied

      سوم‌شخص مفرد:

      dizzies

      وجه وصفی حال:

      dizzying

      صفت تفضیلی:

      dizzier

      صفت عالی:

      dizziest

      معنی dizzy | جمله با dizzy

      adjective adverb B2

      گیج، دچار دوران سر، گیج شدن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی پیشرفته

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری

      If you spin around yourself, you will become dizzy.

      اگر دور خود بچرخی گیج خواهی شد.

      to make dizzy

      گیج کردن

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      He was looking down from those dizzy heights.

      او داشت از آن ارتفاعات سرگیجه‌آور به پایین نگاه می‌کرد.

      a dizzy speed

      سرعت سرسام آور

      We were dizzied by the strong wind and rain.

      باد و باران شدید ما را گیج کرده بود.

      The disaster dizzied her brain and paralyzed her will.

      آن فاجعه (مغز) او را منگ و اراده‌ی او را فلج کرده بود.

      a dizzying network of tunnels and under- ground passageways

      شبکه‌ی گیج‌کننده‌ای از تونل‌ها و راهروهای زیرزمینی

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد dizzy

      1. adjective light-headed, confused
        Synonyms:
        confused dazed groggy woozy giddy shaky reeling unsteady dazzled staggering staggered muddled bewildered puzzled distracted bemused tipsy vertiginous off balance wobbly faint blinded blind weak-kneed weak in the knees punchy punch-drunk dumbfounded dumb addled upset disturbed hazy swimming whirling out of control slap-happy gaga
        Antonyms:
        clear-headed clear unconfused
      1. adjective flighty, scatterbrained
        Synonyms:
        silly foolish frivolous giddy fickle unstable changeable capricious scatterbrained harebrained crazy light-headed empty-headed skittish inane fatuous feather-brained heady
        Antonyms:
        sensible smart clear-thinking

      سوال‌های رایج dizzy

      گذشته‌ی ساده dizzy چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده dizzy در زبان انگلیسی dizzied است.

      شکل سوم dizzy چی میشه؟

      شکل سوم dizzy در زبان انگلیسی dizzied است.

      وجه وصفی حال dizzy چی میشه؟

      وجه وصفی حال dizzy در زبان انگلیسی dizzying است.

      سوم‌شخص مفرد dizzy چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد dizzy در زبان انگلیسی dizzies است.

      صفت تفضیلی dizzy چی میشه؟

      صفت تفضیلی dizzy در زبان انگلیسی dizzier است.

      صفت عالی dizzy چی میشه؟

      صفت عالی dizzy در زبان انگلیسی dizziest است.

      ارجاع به لغت dizzy

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «dizzy» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/dizzy

      لغات نزدیک dizzy

      • - dizygotic
      • - dizziness
      • - dizzy
      • - dizzying
      • - DJ
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      rasmussen made duality quarter god downs leafage foreground harmony beguile belie bella besiege bespoke better to light a candle than to curse the darkness ضریب ساعت‌سازی سلسله سکو ظاهرسازی قدرشناس اداره پست دمی دودکش عقیدتی تمارض تکیده کد نگارگری کردن بومی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.