با پر کردن فرم نظرسنجی، برنده‌ی ۶ ماه اشتراک حرفه‌ای به قید قرعه شوید. 🎉
افزایش قیمت بسته و اشتراک حرفه‌ای (تا ۱ فروردین ۱۴۰۳ با ۴۰٪ تخفیف خرید کنید)

Dizzy

ˈdɪzi ˈdɪzi
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • گذشته‌ی ساده:

    dizzied
  • شکل سوم:

    dizzied
  • سوم شخص مفرد:

    dizzies
  • وجه وصفی حال:

    dizzying
  • صفت تفضیلی:

    dizzier
  • صفت عالی:

    dizziest
  • adjective adverb
    گیج، دچار دوران سر، گیج شدن
    • - If you spin around yourself, you will become dizzy.
    • - اگر دور خود بچرخی گیج خواهی شد.
    • - to make dizzy
    • - گیج کردن
    • - He was looking down from those dizzy heights.
    • - او داشت از آن ارتفاعات سرگیجه‌آور به پایین نگاه می‌کرد.
    • - a dizzy speed
    • - سرعت سرسام آور
    • - We were dizzied by the strong wind and rain.
    • - باد و باران شدید ما را گیج کرده بود.
    • - The disaster dizzied her brain and paralyzed her will.
    • - آن فاجعه (مغز) او را منگ و اراده‌ی او را فلج کرده بود.
    • - a dizzying network of tunnels and under- ground passageways
    • - شبکه‌ی گیج‌کننده‌ای از تونل‌ها و راهروهای زیرزمینی
    مشاهده نمونه‌جمله بیشتر
پیشنهاد و بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد dizzy

  1. adjective light-headed, confused
    Synonyms: addled, befuddled, bemused, bewildered, blind, blinded, dazed, dazzled, distracted, disturbed, dumb, dumbfounded, faint, gaga, giddy, groggy, hazy, light, muddled, off balance, out of control, punch-drunk, punchy, puzzled, reeling, shaky, slap-happy, staggered, staggering, swimming, tipsy, unsteady, upset, vertiginous, weak in the knees, weak-kneed, whirling, wobbly, woozy
    Antonyms: clear, clear-headed, unconfused
  2. adjective flighty, scatterbrained
    Synonyms: capricious, changeable, crazy, empty-headed, fatuous, feather-brained, fickle, foolish, frivolous, giddy, harebrained, heady, inane, light-headed, silly, skittish, unstable
    Antonyms: clear-thinking, sensible, smart

ارجاع به لغت dizzy

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «dizzy» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۲، از https://fastdic.com/word/dizzy

لغات نزدیک dizzy

پیشنهاد و بهبود معانی