صفت تفضیلی:
more capriciousصفت عالی:
most capriciousهوسباز، دمدمیمزاج، هوسران
It's hard to make plans with Sarah; her moods are so capricious, you never know what she'll want to do.
برنامهریزی با سارا سخت است؛ خلق و خوی او آنقدر دمدمیمزاج است که هرگز نمیدانی چه کاری میخواهد انجام دهد.
He's known for his capricious spending habits, buying expensive items on a whim and then regretting it later.
او به دلیل عادتهای خرج کردن هوسبازانهاش شناخته شده است؛ وسایل گرانقیمت را از روی هوس میخرد و بعداً پشیمان میشود.
The people's support for him was very capricious.
حمایت مردم از او از روی هوس بود.
She capriciously decided to sell the house and buy jewellery.
او از روی هوسبازی تصمیم گرفت که خانه را بفروشد و جواهر بخرد.
Many start-ups fail due to the capricious demands of early investors who frequently alter their strategic vision.
بسیاری از استارتآپها به دلیل خواستههای هوسبازانهی سرمایهگذاران اولیه که مکرراً چشمانداز استراتژیک خود را تغییر میدهند، شکست میخورند.
in March the weather became capricious again.
در ماه مارس هوا دوباره متغیر شد.
a capricious market
بازار بیثبات
قدیمی تخیلی، پرخواب و خیال
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
My friend has such a capricious imagination; she can turn the simplest cloud formation into an elaborate story about mythical creatures.
دوستم چنان تخیل خیالپردازانهای دارد؛ او میتواند سادهترین شکلگیری ابر را به یک داستان مفصل درباره موجودات افسانهای تبدیل کند.
His plans for the weekend were rather capricious, involving spontaneous road trips and whimsical detours that changed by the hour.
برنامههای او برای آخر هفته نسبتاً خیالپردازانه بود، شامل سفرهای جادهای خودجوش و انحرافات خیالانگیز که هر ساعت تغییر میکرد.
While some critics praised the film's bold narrative, others found its plot to be overly capricious, relying on improbable coincidences and fantastical leaps of logic that undermined its credibility.
در حالی که برخی منتقدان از روایت جسورانه فیلم تمجید کردند، برخی دیگر طرح آن را بیش از حد تخیلی یافتند که بر تصادفات غیرمحتمل و جهشهای منطقی خیالانگیز تکیه داشت که اعتبار آن را تضعیف میکرد.
صفت تفضیلی capricious در زبان انگلیسی more capricious است.
صفت عالی capricious در زبان انگلیسی most capricious است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «capricious» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۲ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/capricious