Unpredictable

ˌʌnprɪˈdɪktəbl ˌʌnprɪˈdɪktəbl
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • صفت تفضیلی:

    more unpredictable
  • صفت عالی:

    most unpredictable

معنی

adjective B2
غیرقابل‌پیشگویی، غیرقابل‌استناد، دمدمی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در ایکس
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد unpredictable

  1. adjective changeable
    Synonyms:
    variable uncertain unstable unreliable inconstant fickle erratic fluctuating doubtful random iffy chancy dicey capricious incalculable unforeseeable chance whimsical up for grabs touch and go touchy fluky from left field hanging by a thread
    Antonyms:
    constant unchanging unvarying predictable

ارجاع به لغت unpredictable

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «unpredictable» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۲ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/unpredictable

لغات نزدیک unpredictable

پیشنهاد بهبود معانی