آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۹ آبان ۱۴۰۴

      Wayward

      ˈweɪwərd ˈweɪwəd

      معنی wayward | جمله با wayward

      adjective

      قدیمی خودسر، خودرأی، نافرمان، متمرد، سرکش، لجباز، غیرقابل‌کنترل

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی پیشرفته

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تبدیل آدرس انگلیسی به فارسی و برعکس
      تصحیح رایتینگ آیلتس با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · نمره‌ی چهار معیار رسمی آیلتس
      امتحان کن

      His wayward behavior eventually got him into serious trouble.

      رفتار لجبازانه‌اش در نهایت او را به دردسر بزرگی انداخت.

      The teacher found it hard to control the wayward student.

      معلم، کنترل دانش‌آموز نافرمان را دشوار می‌دید.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a wayward child

      بچه‌ی خودسر

      wayward fate

      سرنوشت غدار

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد wayward

      1. adjective contrary, unmanageable
        Synonyms:
        disobedient unruly willful fractious rebellious insubordinate obstinate stubborn ungovernable unmanageable headstrong perverse recalcitrant refractory self-willed incorrigible intractable mulish obdurate restive erratic capricious fickle unpredictable variable inconstant changeable undependable flighty whimsical self-indulgent disorderly delinquent immoral uncompliant ornery froward cross-grained contumacious balky errant aberrant arbitrary
        Antonyms:
        manageable obedient controllable

      سوال‌های رایج wayward

      معنی wayward به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «wayward» در زبان فارسی به معنی «سرکش»، «خودسر»، «نافرمان» یا گاهی «غیرقابل‌پیش‌بینی» ترجمه می‌شود.

      این واژه برای توصیف افرادی یا چیزهایی به کار می‌رود که از مسیر معمول یا مورد انتظار خارج می‌شوند — چه از نظر رفتاری، چه فکری، و چه اخلاقی. در اصل، «wayward» از دو جزء «way» (راه) و پسوند «ward-» (به‌سمتِ) تشکیل شده است، و معنای تحت‌اللفظی آن می‌شود: «به‌سوی راه خود رفتن». همین ساختار، روح اصلی واژه را نشان می‌دهد: کسی که مسیر خودش را می‌رود، حتی اگر خلاف قاعده باشد.

      در کاربرد توصیفی، وقتی فردی را «wayward» می‌نامند، معمولاً اشاره به رفتار غیرقابل‌کنترل، لجوج یا ناپایدار او دارند. برای مثال، در جمله‌ی “Her wayward son refused to follow any rules”، منظور پسری است که از قوانین سرپیچی می‌کند و راه خودش را می‌رود. این واژه اغلب همراه با بار انتقادی یا نگران‌کننده به کار می‌رود، اما در عین حال گاهی هم حسی از استقلال و آزاداندیشی در خود دارد — به‌ویژه در متون ادبی که از آن برای توصیف شخصیت‌هایی آزاد و نافرمان استفاده می‌شود.

      در ادبیات کلاسیک، «wayward» واژه‌ای پرکاربرد بوده است. شکسپیر، چاسر و دیگر نویسندگان دوران رنسانس از آن برای بیان پیچیدگی‌های رفتار انسانی استفاده کرده‌اند. در آثار شکسپیر، مثلاً در نمایشنامه‌ی “The Taming of the Shrew”، زنان سرکش یا مردان بی‌ثبات به‌عنوان «wayward» توصیف می‌شوند — یعنی کسانی که نمی‌توان آن‌ها را به‌راحتی مهار یا هدایت کرد. در این بافت، واژه رنگی از شور و طغیان دارد و به‌جای نکوهش صرف، نوعی انرژی و استقلال در خود نهفته دارد.

      در معنای گسترده‌تر، «wayward» فقط برای انسان‌ها نیست؛ بلکه می‌تواند برای توصیف رفتار طبیعت، احساسات، یا حتی سرنوشت نیز به کار رود. مثلاً در جمله‌ی “The wayward winds changed direction suddenly” یعنی «بادهای سرکش ناگهان جهتشان را عوض کردند». در اینجا، واژه به حس بی‌ثباتی و پیش‌بینی‌ناپذیری اشاره دارد — چیزی که از کنترل انسان خارج است.

      از نظر روان‌شناسی اجتماعی، برچسب «wayward» اغلب به افرادی داده می‌شود که با هنجارهای جامعه سازگار نیستند یا از آن‌ها فاصله می‌گیرند. این واژه در چنین کاربردی می‌تواند دو معنا داشته باشد: از یک‌سو انتقادی (یعنی فردی مشکل‌ساز یا غیرقابل‌کنترل)، و از سوی دیگر تحسین‌آمیز (یعنی فردی مستقل و متفاوت). همین دوگانگی، «wayward» را به واژه‌ای پیچیده و چندوجهی تبدیل کرده است.

      «wayward» به چیزی یا کسی اشاره دارد که راه خود را می‌رود — حتی اگر آن راه نادرست، خطرناک یا متفاوت باشد. گاه نشانه‌ی طغیان و بی‌ثباتی است، و گاه نماد آزادی و روح سرکش انسانی. این واژه یادآور تضادی است که در ذات انسان وجود دارد: میل به آزادی در برابر نیاز به نظم.

      ارجاع به لغت wayward

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «wayward» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/wayward

      لغات نزدیک wayward

      • - ways and means
      • - wayside
      • - wayward
      • - waywardness
      • - wayworn
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      cardi- by aut- ante fore Greco grogram az levo bullet point mal puberty gripple gaming table fox squirrel ماراسکینو مخل مانع‌آفرین ترفند حیله مانیل مایه‌ی رسوایی منوط منوط بودن منوط کردن گی‌لیک ادغام اجتناب‌ناپذیری اجتناب‌ناپذیرانه استرداد
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.